زل زده است به دریا و موج موج غم و نگرانی دل و جانش را تکان می دهد.

می گوید: پیدا شد؟

سال ها گذشت و پیدا نشد؛ جنازه اش با دریا رفت؛ دریایی که آرام بر بستر خود پیش می آید و پس می رود. این اتفاق برای بسیاری افراد افتاده است و متاسفانه بهت و ناباوری هیچ گاه آنها را رها نکرده است که چرا و چه شد؟ مانند دل نگرانی هایی که اولیای ۶ دانش آموز کرجی روز چهارشنبه به با خبر شدن غرق شدن فرزندانشان در دریای خزر به آن مبتلا گشتند.


وضعیت آب و هوایی شمال کشور باعثشده که هر ساله بسیاری از ایرانیان برای تفریح و گذراندن تعطیلات خود به این مناطق سفر کنند. آنان می خواهند در این سفر خاطرات زیبایی را در ذهن حک کنند. اما دریا همیشه هم باعثشادی و مسرت نمی شود و برخی مواقع این دریای زیبای آبی هموطنان را در خود فرو برده و حتی جسد بی جان آنان را هم به خانواده هاشان باز نمی گرداند.


از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون بارها شاهد برپایی طرحهای سالم سازی درسواحل استان های شمالی بوده ایم، علیرغم همه تلاشها و هزینه های مترتبه، باز هم بلا استثناء با نارسائی های اساسی و نهایتاً نارضایتی نسبی مسافرانی مواجه بوده و هستیم.
بررسی ها نشان می دهد که بیشترین شمار غرق شدگان در خارج از طرحهای سالم سازی است اما علت این نارضایتی و روند افزایشی غرق شدگان در چیست؟


برخی از مسافران تمایل به شنا در مناطق حفاظت شده و محصور و جدا از خانواده را ندارند.


اما عده ای دیگر از مسافران و شناگران که مشخصا کفه ترازو به نفع تعداد آنان سنگینی می کند، کمبود امکانات رفاهی در مناطق طرح سالمسازی دریا را دلیل عدم استقبال از آن می دانند و معتقدند، که طرحهای دریای فعال به دلیل کمبود امکانات پاسخگوی نیازها نیست.


امکاناتی از قبیل آلاچیق، راههای دسترسی توفقگاه خودرو، کمپینگ و استراحتگاه مناسب، عدم کفایت و نیز عدم مطلوبیت امکانات و سرویس های بهداشتی، دوش حمام، کمد لباس، کمپ، نمازخانه، نجات غریق کافی در تمام طول ساحل، ماموران کافی برای امنیت خانواده ها و گردشگران و… از جمله مواردی است که نبود و در برخی موارد کمبود آنها در سواحل به چشم می خورد.
ضمن آنکه مدت استفاده از این طرح ها دارای ساعت زمان بندی است که بعضی ها مایل نیستند در این ساعت از آن استفاده نمایند. در ساعت تعطیلی طرح، چادرها بالا کشیده می شود و هیچ غریق نجات یا پلیس ساحلی حضور ندارد.
در کنار این معایب، نبود ایستگاه اورژانس و پست های هلال احمر مستقر در سواحل که با تجهیزات بیشتر و تجربه بالاتر، به نجات غرق شدگان بپردازند بیشتر به بروز حوادثدر سواحل دامن می زند.


همین عوامل باعثمی شود تا خانواده هایی با پرداخت هزینه های سلیقه ای به مراکز محافظت شده وارد می شوند، پس از یکبار مراجعه عطای آن را به لقایش بسپارند و از سواحل غیرمجاز و محافظت نشده دریایی استفاده کنند.


می توان گفت، به طور کلی متولی مشخصی در جامعه برای موضوع تفریح در سواحل و ایجاد بستری ایمن برای شناگران وجود ندارد. نیروهای موجود در سواحل بیشتر در مواقع خاص و برای امدادرسانی به کسانی که دچار سوانح شده اند وارد عمل می شوند. در حالی که ایمن سازی آب ها و سواحل تفریحی که بیشتر مقصد گذران تعطیلات خانواده ها محسوب می شود برعهده نهادهای مختلف مانند ستاد تسهیلات سفر و استانداری آن منطقه است.

باید دانست که پرهیز دادن صرف از نرفتن مردم مشتاق به دریا به سمت سواحل ناایمن طرحی شکست خورده است که باید با طرح های کارشناسی شده جایگزین گردد.


مشکل اصلی گردشگران در اجرای طرح ها نیست بلکه فضایی است که بدان اختصاص داده می شود. بیشتر طرحهای فعال سازی دریا در شمال مناسب نیستند و برای بهینه سازی آنها باید از تجربه طرحهای شهرهای موفق در دنیا استفاده شود. استفاده از تجربیات کشورهای دیگر در کنار مقایسه صحیح بین سواحل موجود در کشورهای دیگر درموارد فنی و فیزیکی از جمله محوطه سازی، برق رسانی مناسب، آبرسانی، توسعه کمی و کیفی طرح های سواحل به لحاظ ایمنی و امکانات و تنوع و زیبایی و همچنین توسعه برنامه های ساحلی اعم از نمازهای جماعت، مجالس جشن و حزن مناسبتها احداثدفاتر مدیریت، امنیت، امداد و نجات، امکانات تفریحی مانند شناورها، محل ویژه اسکی و تفریحات و بازی های آبی ساحلی و… جشنواره ها مواردی است که می توان با الگوبرداری مناسب از آنها به سمت توسعه سواحل ایمن و به موازات آن کاهش حوادثغرق شدگی به همراه داشت.


طرح سالم سازی دریا برای جذب گردشگران مسلمان و غیر مسلمان را به شرطی موثر می داند که امکانات مورد نیاز آن فراهم شود.


مسئولان امر باید بدانند، مسافر تشنه تن زدن به آب دریاست، تشنه با دیدن آب دریای خروشان حوصله از کف می دهد و دلخوش به حضور گرم مسئولان تن به آب می زند. حق کسی که با عطش به دریا زد خفگی و نیستی نیست.