آیا تفاوتی بین هدایت و حمایت وجود دارد؟ حمایت یعنی کاری را به جای کسی انجام دادن و هدایت یعنی راهنمایی فرد برای انجام کار توسط خودش. خیلی از پدرها و مادرها ترجیح می دهند که کودکشان را مورد حمایت قرار دهند به جای آنکه او را هدایت کنند. اما دلیل و ریشه های این موضوع چیست؟ این مطلب شما را با نکاتی آشنا می کند که بتوانید ریشه های چنین رفتاری در خود را بشناسید. پس دقایقی با ما همراه شوید!

زمان بگذارید:
یکی از دلایل مهمی که باعثمی شود والدین به جای واگذاری انجام کار به کودک خودشان آن را انجام دهند، مسأله زمان است. کودک یک کار معمولی مثل بستن بند کفش، غذا خوردن، شستن دست و کارهای ساده ای از این قبیل را در زمانی بسیار طولانی تر از یک نوجوان و جوان و یک فرد بالغ انجام می دهد. برای همین هم هست که والدین ترجیح می دهند این کارها را خودشان انجام بدهند؛ به جای اینکه منتظر بمانند تا کودک به آرامی چنین کارهایی را انجام بدهد. «کودک من تنبله»، «خیلی کنده»، «اصلاً دل به کار نمی ده»، «توجه نمی کنه که عجله داریم» و جملاتی از این قبیل از خیلی از والدین شنیده می شود. پدر و مادر عزیز توجه کنید! چنین رفتاری به عمد از طرف کودک شما صورت نمی گیرد. به بیان واضح تر تصور نکنید که کودک شما توانایی انجام کاری را دارد ولی آن را انجام نمی دهد. البته در برخی موارد این طور هست، که آن هم دلایل خاص خودش را دارد، اما به طور معمول این طور نیست.

دلیل کند بودن کودک، عدم توانایی او برای انجام کار هست و نه نخواستن. خیلی ساده حساب کنید، شما سال هاست که بند کفش تان را می بندید و الآن شاید چشم بسته در مدت ۱۰ ثانیه این کار را انجام بدهید. فرض کنید خود شما که در عرض ۱۰ ثانیه بند کفشتون را می بندید بخواهید برای اولین بار در عمرتون با کامپیوتر کار کنید. می بینید که چقدر کار سختیه و چقدر پیچیده است. چقدر دکمه های کیبورد و ماوس براتون نا آشناست و شما باید توجه تان به همه اینها باشد. می بینید که چقدر عملکرد شما کند خواهد بود. کودک شما هم دقیقاً همینطور هست. او نمی تواند سریع تر از این کاری را انجام بدهد. بنابراین به کودک خود زمان بدهید تا کارهای مربوط به خودش را به تدریج یاد بگیرد و انجام دهد.

کمال گرا نباشید:
«وقتی غذا می خوریم همه سفره رو پر از غذا می کنه»، «وقتی نقاشی می کنه دائم از خط می زنه بیرون»، «روزی ده بار می خوره زمین» و…. اینها هم جملاتی از والدین کمال گراست. اگر این اتفاقات بیافتد هیچ ایرادی ندارد. سفره را می توان پاک کرد، نقاشی را دوباره می توان کشید و وقتی کودک زمین خورد دوباره می تواند سرپا بایستد. هیچ کدام از اینها دلیلی نیست بر اینکه شما بخواهید به جای فرزندتان کاری را انجام بدهید! کودک شما به تدریج این توانایی ها را کسب خواهد کرد. بزرگترین نقاش ها هم روزی کودک بودند و نمی توانستند یک خط صاف بکشند، سریع ترین دونده ها هم هزاران بار به زمین خورده اند. این انتظار که کودک باید هر کاری را از همان ابتدا کاملاً درست و بی نقص انجام بدهد، یک انتظار کاملاً اشتباه است.


هدایت کردن:
در ابتدای مطلب گفتیم که حمایت یعنی کاری را به جای کسی انجام دادن و هدایت یعنی راهنمایی کردن برای انجام کار. بنابراین بگذارید کودک شما کار را انجام بدهد و شما فقط نظاره گر و راهنمای او باشید. شما تمام مراحل انجام یک کار را می دانید. مثلاً بستن بند کفش. می دانید که اول باید دو سر بند رو کشید، از بین هم دیگه رد کرد و بعد شکل پاپیون بهش داد و بعدش محکم اون ها رو کشید. بنابراین دقیقاً نگاه کنید که کودک شما در کدام مرحله است و با راهنمایی، کارهایی که باید انجام دهد را به او بگویید. خیلی با حوصله و با صبر. توقع نداشته باشید که کودک گره ای به محکمی گره ای که شما می زنید بزند؛ او کم کم به این توانایی خواهد رسید اگر شما مرحله به مرحله کار را به او یاد دهید و انجام کار را به او واگذار کنید. به اینکار می گویند هدایت کردن.

اگر حمایت کنیم؟
اگر حمایت کنید، یعنی کاری را به جای کودکتان انجام بدهید، کار به سرعت و با کیفیت خیلی خوب انجام می شود و به ظاهر هم همه راضی هستند. سفره دیگر کثیف نمی شود، نقاشی ها تمیز و مرتب کشیده می شوند و… اما حمایت کردن، کودک شما را وابسته خواهد کرد؛ یعنی او همیشه تصور خواهد کرد که کسی هست که به جای او کارها را انجام بدهد، وقتی به مدرسه برود پدر و مادری هستند که مشق هایش را برایش بنویسند، وقتی از درسی نمره کمی بگیرد کسی هست که کارش را درست کند، وقتی که با کسی دعوایش شود، پدری دارد که به جایش مشکل را حل کند.

شاید دور و بر شما هم افرادی باشند که با اینکه حتی صاحب خانواده هستند، هنوز برای انجام خیلی از کارها به کمک پدر و مادرشان وابسته هستند. این افراد مطمئناً در کودکی هیچ وقت خودشان غذا نخورده اند، هیچ وقت بند کفش شان را نبسته اند و هنوز هیچ کاری را خودشان شروع نکرده اند و به اتمام نرسانده اند. نتیجه حمایت افراطی والدین در آینده این چنین خواهد بود.


والدین چطور باید نقش هدایتی داشته باشند:
برای اینکه شما بتوانید به خوبی نقش هدایتی خود را ایفا کنید به دو نکته توجه داشته باشید. اول اینکه باید از توانایی های کودک خود و همچنین میزان دشوار بودن تکلیف، به خوبی آگاه باشید. به این معنی که از کودکتان انتظار انجام کارهای خیلی سخت نداشته باشید. مثلاً نمی توان از یک کودک ۳ ساله انتظار داشت که کفشش را واکس بزند. رشد کودک یک فرایند تدریجی است و به تدریج توانایی های کودک افزایش پیدا میکند. بنابراین دقت داشته باشید وقتی تکلیفی به کودک تان می دهید در حد توانایی های او هست یا خیر؟ اگر به این امر توجه نکنید ممکن است تکالیف خیلی سختی به کودک بدهید که مسلماً او توانایی انجام آنها را نداشته باشد و احساس سرشکستگی کند.

نکته دوم این است که توجه داشته باشید تا کودک تمام مراحل را خودش انجام دهد. از آغاز تا پایان تکلیف به کودک اجازه بدهید که مراحل را یکی یکی پشت سر بگذارد. به اتمام رساندن یک کار برای کودک بسیار لذت بخش بوده و در او اعتماد به نفس زیادی ایجاد می کند. اگر او در میانه راه متوقف شد، به او فرصت بدهید و تشویقش کنید که دوباره به انجام تکلیف برگردد. متوقف شدن کودک معمولاً می تواند دو علت داشته باشد: اول اینکه شما در تشخیص توانایی کودک و دشواری کار اشتباه کردید و دوم اینکه کودک خسته شده باشد! درباره علت اول سعی کنید با حمایت های خیلی کوچک و راهنمایی فراوان سرانجام کار رو به اتمام برسونید. در مورد علت دوم هم باید با صبر و تشویق دوباره کودک را سر انجام تکلیف بیاورید.


سخن آخر:
صبر کنید، صبر کنید و صبر کنید. ژان پیاژه یکی از روانشناسان بسیار بزرگ که درباره کودک هم تحقیقات بسیار زیادی انجام داده می گوید «اگر دانش آموز برای رسیدن به حقیقتی سه روز وقت صرف کند، بسیار با ارزش تر و بهتر است تا اینکه همان مسأله را در یک ربع ساعت برایش توضیح دهیم». بنابراین صبر داشته باشید تا کودک شما، خودش راه حل های مناسب را بیابد و یاد بگیرد که چگونه باید کارهای خودش را انجام دهد!