این دختربچه که غزل نام داشت در جریان یک حادثه رانندگی در روستایی در حوالی تربت حیدریه جان خود را از دست داد. او تنها آسیب دیده این حادثه نبود چرا که مادر ۳۱ساله اش هم به دلیل ضربه ای که به سرش اصابت کرد به کما رفت. پدر غزل درباره حادثه تلخی که برای دختر و همسرش اتفاق افتاده به همشهری گفت: ساعت ۸صبح روز جمعه همراه خانواده ام به سمت روستای رودمعجن می رفتیم که این اتفاق افتاد.

من رانندگی می کردم. غزل روی پای مادرش روی صندلی جلو نشسته بود و ۲نفر دیگر از بستگان هم روی صندلی عقب بودند. اواخر راه بودیم که به یک پیچ رسیدیم. چون جاده شیب داشت برای اینکه خودرو را کنترل کنم ترمز گرفتم اما ناگهان خودروی مان واژگون شد و چند معلق زد. غزل و همسرم از خودرو بیرون افتادند. من و ۲نفر دیگر جراحت سطحی داشتیم اما وضعیت همسر و دخترم اصلا خوب نبود.

پدر داغدار غزل ادامه داد: به سختی خودم را از ماشین بیرون کشیدم و سراغ دخترم رفتم. فورا کمک خواستم و حدود ۸دقیقه طول کشید تا اورژانس رسید. غزل و مادرش را به بیمارستان نهم دی تربت حیدریه بردند اما چند ساعت بعد فهمیدم حال شان خیلی بد است.

صبح روز شنبه بالاخره پزشکان گفتند دخترم دچار مرگ مغزی شده و همسرم هم در کماست. درست روزی که این اتفاق افتاد روز تولد غزل بود. پدرش در این باره گفت: خاله هایش برایش تدارک زیادی دیده بودند. خودم هم برایش هدیه خریده بودم و دوست داشتم جشن تولد ۵سالگی دخترم را ببینم اما این حادثه من را حسرت به دل گذاشت و جگرگوشه ام را از من گرفت. مرگ غزل در ۵سالگی داغ بزرگی برای پدرش است اما او از تصمیمی که برای اهدای اعضای بدن دخترش گرفته راضی است:

ازدست دادن دخترم خیلی سخت بود اما وقتی پزشکان پیشنهاد دادند اعضای بدن او را اهدا کنم موافقت کردم. ۲برادر من در جنگ مفقودالاثر شدند و پدرم ۲۰سال چشم انتظار آنها بود. پدرم می گفت راضی به رضای خداست. من هم پسر همان پدر هستم و هرچه خدا بخواهد راضی ام. غزل هم اکنون در بیمارستانی در مشهد بستری و قرار است تا ۲روز دیگر اعضای بدنش به بیماران نیازمند اهدا شود. این در حالی است که مادرش همچنان در کماست.