ملت ایران:روز ۹ آذر امسال مدیر عامل یک شرکت خصوصی با مراجعه به پلیس آگاهی اعلام کرد که همسرش ربوده شده و آدم ربایان درخواست مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان پول کرده‌اند.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع " آدم ربایی " در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، بلافاصله هماهنگی لازم با شعبه ششم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران انجام و تحقیقات جهت آزادی گروگان و شناسایی و دستگیری ربایندگان در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

با آغاز تحقیقات از مدیرعامل شرکت، وی در اظهارات خود گفت: در ساعت ۱۷ روز حادثه همسرم به قصد رفتن به منزل، از محل کارش خارج شد اما در حدود ساعت ۲۲ افراد ناشناسی از طریق تلفن همراه همسرم با من تماس گرفتند.

افراد ناشناس با طرح موضوع ربوده شدن همسرم و برای اثبات ادعای خود، لحظه‌ای کوتاه اجازه دادند تا همسرم با من صحبت کند و پس از آن، با طرح موضوع پرداخت مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان در ازای آزادی همسرم مدعی شدند که در صورت اطلاع موضوع به پلیس و یا عدم پرداخت پول بلافاصله وی را به قتل خواهند رساند.

با توجه به حساسیت موضوع بلافاصله تحقیقات پلیسی جهت پیگیری موضوع آغاز و همزمان آموزش‌های لازم به همسر فرد ربوده شده در خصوص عدم پرداخت هرگونه وجه به ربایندگان و همکاری کامل اعضای خانواده با پلیس ارائه شد.

همزمان با آغاز تحقیقات و در کمتر از ۱۲ ساعت از زمان اعلام شکایت، همسر فرد ربوده شده در تماس با اداره یازدهم اعلام کرد که همسرش موفق به فرار از دست آدم رباها شده که بلافاصله تیمی از کارآگاهان اداره یازدهم با مراجعه به منطقه شهران، گروگان را شناسایی و به اداره یازدهم منتقل کردند.

با انتقال گروگان به اداره یازدهم پلیس آگاهی، وی در اولین اظهارات خود به کارآگاهان گفت: در یک لحظه توانستم از ماشین پیاده شده و با کمک خواستن از مردم خود را نجات دهم.

وی درباره نحوه ربوده شدن خود نیز به کارآگاهان گفت: در ساعت ۱۸ روز حادثه، با خودروی ۲۰۶ قصد ورود به داخل پارکینگ منزل را داشتم که دو نفر جوان حدودا ۳۰ ساله با تهدید اسلحه کمری وارد خودرو شده و پس از منتقل کردن من به صندلی عقب و بستن چشمانم، شروع به حرکت کردند؛ پس از چند ساعت، طی تماسی که ربایندگان با همسرم داشتند از وی درخواست مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان وجه نقد کرده و برای آنکه او را تحت فشار قرار دهند مرا مجبور کردند تا با همسرم صحبت کنم تا مبلغ مورد درخواست آنها را پرداخت نماید و تهدید کردند که در صورت عدم پرداخت پول مرا خواهند کشت؛ طی مدتی که در اختیار آنها قرار داشتم، ربایندگان با گرفتن رمز عابر بانک‌های شخصی ام در چندین نوبت اقدام به برداشت وجه نقد کردند.

این خانم جوان در ادامه اظهارات خود و درباره نحوه فرار خود از دست ربایندگان نیز به کارآگاهان گفت: در تمام این مدت به همراه دو رباینده در داخل ماشین بودم و آنها با خودرو ۲۰۶ در سطح شهر تردد می‌کردند تا اینکه در یک لحظه و در شرایطی که تصور می‌کردند که من قادر به دیدن جایی نیستم، از فرصت استفاده کرده و زمانیکه یک نفرشان از ماشین پیاده و به داخل یک سوپرمارکت در غرب تهران رفته بود، از صندلی عقب ماشین پیاده شده و با داد و فریاد از مردم کمک خواستم که ربایندگان نیز با رها کردن ماشین در محل بلافاصله از محل متواری شدند.

کارآگاهان اداره یازدهم با بهره‌گیری از اطلاعات بدست آمده از مشاهدات زن ربوده شده، بلافاصله اقدام به چهره نگاری تصاویر متهمان کرده و با بهره گیری از تصاویر بدست آمده از چهره نگاری و بانک اطلاعاتی پلیس موفق به شناسایی یکی از مجرمان سابقه دار به نام بابک ۲۱ ساله شدند.

با شناسایی هویت یکی از ربایندگان، بلافاصله مخفیگاه وی در منطقه مرتضی گرد شناسایی شد و پس از چندین روز مراقبت‌های نامحسوس و انجام اقدامات پلیسی، سرانجام در ساعت ۱۲ روز ۲۶ آذر اولین متهم پرونده به هویت بابک دستگیر و در بازرسی از مخفیگاهش، اسلحه کمری استفاده شده در زمان آدم ربایی نیز کشف شد.

با انجام مواجهه حضوری و شناسایی بابک از سوی شاکی و با توجه به دلایل و مدارک بدست آمده از جمله اسلحه کمری کشف شده، بابک که چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت در کمتر از یک ساعت از زمان دستگیری به آدم ربایی و معرفی همدست خود به نام فرهاد ۲۷ ساله اعتراف کرد که بلافاصله فرهاد نیز دستگیر و پس از انتقال به اداره یازدهم به آدم ربایی و طراحی نقشه توسط یکی از دوستانش به نام یونس ۲۸ ساله اعتراف کرد.

فرهاد در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: با یکی از دوستانم به نام یونس در حال صحبت بودم که عنوان کردم بیکار هستم؛ یونس سر صحبت در خصوص مدیر عامل شرکت محل کار خود را باز کرد و گفت: مدتی است که به این موضوع فکر می کنم که یک نفر مثل مدیر شرکتمان آنقدر پول دارد که نمی داند چه کار کند و یکی هم مثل ما فقیر است و بعد، نقشه ربودن همسر مدیر عامل شرکت را مطرح کرد و گفت: اگر کسی باشد که بتواند این کار را انجام دهد، مدیر شرکت پول خوبی می‌دهد؛ فقط یک آدم خلافکار می‌خواهم تا این کار را انجام دهد و من نیز بابک را معرفی کردم.

فرهاد در خصوص نقش خود در زمان اجرای نقشه آدم ربایی مدعی شد: قرار نبود که من داخل این کار بشوم اما وسوسه حرف‌های بابک و یونس شدم.

با توجه به اعترافات صریح فرهاد، یونس از سوی شاکی پرونده و به عنوان یکی از کارمندان شرکتش مورد شناسایی قرار گرفت که بلافاصله پیش از اطلاع یونس از خبر دستگیری همدستانش و هرگونه اقدام برای فرار، وی نیز در همان دستگیر و جهت انجام تحقیقات به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ انتقال داده شد.

فارس