پسر جنایتکار که در جریان درگیری خیابانی دوستش را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود پس از ۱۰ سال با رضایت اولیای دم از اعدام نجات یافت.

به گزارش ملت ایران به نقل از مهر، دی ماه سال ۸۲ وقوع قتلی در ملارد به کارآگاهان پلیس آگاهی اطلاع داده شد.

تیم جنایی پس از حضور در محل متوجه شد پسر جوانی به نام ایمان با ضربه چاقوی دوست خود به نام رضا به قتل رسیده است. عامل این جنایت پس از ارتکاب قتل از محل درگیری متواری شده بود که با تجسس های ماموران در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد.

متهم در بازجویی ها با اعتراف به قتل اظهار داشت: مدتی بود که به خاطر اختلافات خانوادگی به خانه مان نمی رفتم و از نظر روحی و روانی مشکل پیدا کرده بودم. روز حادثه با مقتول درگیر شده و او به من فحاشی کرد، من هم در یک لحظه با چاقویی که همراه داشتم چند ضربه به او زدم که باعثقتلش شد.

با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قضات دادگاه رضا را به قصاص محکوم کردند اما این حکم از سوی دیوان عالی کشور نقض و برای رسیدگی دوباره به شعبه ۷۹ فرستاده شد.

رضا برای دومین بار به قصاص محکوم شد که این بار حکم از سوی دیوان عالی کشور تایید شد.

در حالیکه پسر جنایتکار در یک قدمی چوبه دار قرار داشت اولیای دم با مراجعه به دادسرا رضایت خود را اعلام کردند و رضا از مرگ نجات یافت.

ده سال پس از این جنایت رضا از جنبه عمومی جرم در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت که در دفاع از خود گفت: من از ۱۶ سالگی در زندان هستم و پدر و مادرم برای جلب رضایت اولیای دم تلاش زیادی کردند. حالا قدر زندگی را می دانم و از گذشته خود پشیمانم.

پس از آخرین دفاعیات پسر جنایتکار، قضات دادگاه وارد شور شده و او را به ۱۰ سال زندان محکوم کردند.
پسر جنایتکار که در جریان درگیری خیابانی دوستش را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود پس از ۱۰ سال با رضایت اولیای دم از اعدام نجات یافت.

به گزارش خبرنگار مهر، دی ماه سال ۸۲ وقوع قتلی در ملارد به کارآگاهان پلیس آگاهی اطلاع داده شد.

تیم جنایی پس از حضور در محل متوجه شد پسر جوانی به نام ایمان با ضربه چاقوی دوست خود به نام رضا به قتل رسیده است. عامل این جنایت پس از ارتکاب قتل از محل درگیری متواری شده بود که با تجسس های ماموران در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد.

متهم در بازجویی ها با اعتراف به قتل اظهار داشت: مدتی بود که به خاطر اختلافات خانوادگی به خانه مان نمی رفتم و از نظر روحی و روانی مشکل پیدا کرده بودم. روز حادثه با مقتول درگیر شده و او به من فحاشی کرد، من هم در یک لحظه با چاقویی که همراه داشتم چند ضربه به او زدم که باعثقتلش شد.

با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قضات دادگاه رضا را به قصاص محکوم کردند اما این حکم از سوی دیوان عالی کشور نقض و برای رسیدگی دوباره به شعبه ۷۹ فرستاده شد.

رضا برای دومین بار به قصاص محکوم شد که این بار حکم از سوی دیوان عالی کشور تایید شد.

در حالیکه پسر جنایتکار در یک قدمی چوبه دار قرار داشت اولیای دم با مراجعه به دادسرا رضایت خود را اعلام کردند و رضا از مرگ نجات یافت.

ده سال پس از این جنایت رضا از جنبه عمومی جرم در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت که در دفاع از خود گفت: من از ۱۶ سالگی در زندان هستم و پدر و مادرم برای جلب رضایت اولیای دم تلاش زیادی کردند. حالا قدر زندگی را می دانم و از گذشته خود پشیمانم.

پس از آخرین دفاعیات پسر جنایتکار، قضات دادگاه وارد شور شده و او را به ۱۰ سال زندان محکوم کردند.