با شکسته شدن پیاپی سطوح حمایتی شاخص کل، بورس تهران در هفته جاری شاهد تشدید گسترده فشار فروش سهام و افت قیمت‌ها بود که در نهایت منجر به ریزش دوهزار واحدی شاخص کل(معادل ۹/۲ درصد) شد.

سقوط قیمت‌های جهانی نفت در کنار چشم‌انداز نه چندان روشن اقتصاد داخلی دست به دست هم داده تا قیمت‌های سهام به سطح مهرماه سال گذشته تنزل کند. به این ترتیب در فاصله یک سالگی از اوج تاریخی بورس(۱۵ دی ماه ۹۲)، شاخص کل بیش از ۲۵ درصد از ارزش خود را از دست داده که سخت ترین سقوط بورس تهران پس از بحران جهانی اقتصاد در سال ۸۷ به شمار می‌رود؛ اتفاقی که کمتر کسی در اوج دی ماه گذشته(که اینک می‌توان نام حباب را بر آن نهاد) می‌توانست آن را پیش بینی کند.

در این میان، قرار گرفتن نسبت میانگین قیمت بر درآمد بازار در کف ۵ واحدی هم انگیزه‌ای برای تحرک خریداران فراهم نیاورده، هر چند نشانه‌های محدودی از تلاش سرمایه‌گذاران حقوقی برای کنترل عرضه‌ها و جمع‌آوری صف‌های فروش به چشم می‌خورد.

کلامی که اثر نمی‌کند

اظهارات متناوب مسوولان اقتصادی دولت درخصوص وضعیت بازار سرمایه حکایت کلامی را پیدا کرده که در اثر تکرار، خاصیت خود را از دست داده است. شاید در سال گذشته و در بدو ورود مسوولان جدید به عرصه اجرایی، اظهارات کلی مبنی بر عزم دولت مبنی بر حمایت از بازار سرمایه و اعتقاد به کف بودن قیمت سهام در کوتاه مدت موثر می‌افتاد اما واکنش این روزهای بازار نشان می‌دهد که اعتماد سرمایه گذاران به چنین اظهارنظرهایی کاهش یافته است.

در همین راستا، در هفته جاری نیز وزیر اقتصاد گفت که قیمت‌ها در بازار به کف رسیده و کاهش بیشتر شاخص‌ها با واقعیات اقتصادی منطبق نیست. این اظهارات که از موضع سیاستگذار اقتصادی بیان می‌شود به دلیل عدم وجود چشم‌انداز رشد در سودآوری بنگاه‌ها با عدم واکنش بازار مواجه شده است.

به نظر می‌رسد با پذیرفتن نقش بازار سرمایه به‌عنوان ویترین اقتصادی کشورها، سیاست‌گذاران باید راه‌حل خروج بورس از رکود را به جای اظهارات تسلی بخش در عرصه واقعی اقتصاد جست‌وجو نمایند؛ عرصه‌ای که اگر با پیشرفت مواجه شود، تاثیرات خود را به‌صورت خودانگیخته در رونق بازار سهام منعکس خواهد کرد.