بهاره چراغی:هر ساله بانک جهانی گزارشی در مورد فضای کسب و کار کشورها منتشر می کند که در آن فضای کسب و کار ۱۸۳ کشور مورد بررسی قرار می​گیرد. ایران در آخرین گزارش منتشر شده بانک جهانی، رتبه ۱۴۴ را کسب کرده که در مقایسه با سال گذشته، ۴ رتبه تنزل داشته است. سختی دریافت تسهیلات از بانک ها، نرخ بالای بیمه اجباری نیروی انسانی، ضعف بازار سرمایه در تامین مالی تولید و نرخ بالای تامین سرمایه از بازار غیر رسمی، زیاد بودن تعطیلات رسمی، مشکلات قانونی برای تامین و اداره نیروی انسانی از جمله موانع و مشکلاتی است که فعالان اقتصادی آن را در عدم بهبود فضای کسب وکار موثر دانسته اند. البته نمی توان این موضوع را انکار کرد که فضای کسب و کار ارتباط بسیار زیادی به تصویب قوانین و مقررات انجام کار در هر کسب و کار و سهولت یا دشواری این قوانین و مقررات دارد که تشخیص سهولت و دشواری این قوانین از طریق مقایسه آن با سایر کشورها و الگوبرداری از بهترین ها، می تواند کمک زیادی در بهبود فضای کسب و کار داشته باشد. فاطمه مقیمی، نایب رئیس کمیسیون حمل و نقل و ارتباطات اتاق ایران و مشاور امور زنان معاون اول رئیس جمهور، در خصوص موانع کسب و کار معتقد است که اجرا شدن قوانین و مقررات کهنه یکی از مهمترین عواملی است که برای فضای کسب و کار کشور دست و پا گیر شده است. گفت و گوی فاصله مقیمی در کافه خبر را در خصوص فضای این روزهای کسب و کار در کشور را می خوانید:
از دیدگاه شما موانع کسب و کار در ایران چیست؟
در دیدگاه کلی یک سری موانع است وجود دارد که باید بپذیریم درونی است. به این معنا که این مشکلات در درون خود کشور وجود دارد. یکسری موانع دیگر نیز وجود دارد که باید در مسائل خارج از کشورتحلیل شود. موانعی که مربوط به خارج از کشور است، بحثهای تحریم است که قطعا اثرگذاری منفی خود را در چارچوب های امور اجرایی برای تیم اقتصادی کشور چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی به همراه داشته است.
البته در بخش دولتی اثرات منفی کمتر بوده اما زمانی که به بخش خصوصی نگاه می کنیم متوجه خواهیم شد که تحریم های که در چند سال اخیر اتفاق افتاده است برای این بخش بسیار مسئله ساز بوده است. بحثدیگر که می توان از آن به عنوان موانع کسب و کار از آن نام برد بحثرکود است. که البته بخش عظیمی ازآن ناشی از تحریم ها و یک مقدار دیگر آن بر می گردد به رکود تورمی که در دولت نهم و دهم شاهد آن بودیم.
اما از دیدگاه من یکی از بزرگترین موانع کسب و کار در کشور، مشکلات داخلی از جمله موارد مربوط به قوانین و مقررات کهنه است که به دلیل حاکمیت این قوانین و گاها بدون هم سو شدن با شرایط روز دنیا بسیار برای فضای کسب و کار ما دست و پا گیر شده است.
یکسری هم قوانینی است که از دیدگاه من باید به این قانون ها بگوییم قوانین نانوشته، یعنی نه قانونی است نه بخشنامه است، و نه آیین نامه ای و دستورعملی. اما بر مبنای باورهای غلط مدیریت در برخی از بخش ها این قوانین نانوشته در حال اجرا شدن هستند. این قوانین نانوشته یعنی دقیقا چیزهای که باورها و اعتقادات و یا خواسته​ای این افراد است و همیشه به خاطر دل نگرانی که ممکن است به دلیل مسائل جانبی برایشان مسئولیت ایجاد کند در مقابل برخی از افراد سفت و سخت می​گیرند و خود همین مسائل چالش های شروع کسب و کار را ایجاد می​کند. اما در مقابل این قوانین کهنه، قوانین بسیار دیگری وجود دارد که اگر این قوانین اجرا شوند می توانند با جاری شدنشان بسیاری از مشکلات را رفع و رجوع کنند. اما متاسفانه این قوانین به مرحله اجرا در نمی آیند.
آیا قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار جز همان قوانینی است که اجرایی نشده است؟
قانون مستمر بهبود فضای کسب و کار بیش از ۲ سال است که هنوز اجرایی نشده است. آین نامه های این قانون در اردیبهشت ماه سال ۹۱ در مجلس شورای اسلامی مصوب شد و در شورای نگهبان نیز ایراداتش گرفته شد و به تصویب هم رسید اما هنوز اجرایی نشده است. این قانون در دولت قبل برنامه ریزی شد اما دولت دهم حال به هر دلیلی نتوانست، نخواست و یا وقت انجامش را نداشت توجهی به این قانون نکرد.
آیا این قانون در دولت یازدهم اجرایی می شود؟
با یک ساله شدن دولت یازدهم انتظار داریم که این قانون اجرایی شود اما زمزمه​های به گوش می​رسد که خوشبینانه به نظر می​رسد. اما هنوز هم این اتفاق نیفتاده است. این قانون های دست و پا گیر و از دید من قانون های مزاحم و بازدارنده هستند که تا زمانی که وجود داشته باشند فایده ای ندارد. این قوانین باید پاک شود و کنار رفته شوند و قانون های مناسب برای فضای کسب و کار تصویب شوند و از همه مهم تر به مرحله اجرا در بیایند. یک زمانی است که شما قانون ندارید و به دنبال تصویب قانون می​شد. گاهی اوقات شما قانون دارید اما آن را اجرایی نمی​کنید. در حال حاضر ما قانون های خوبی داریم و اگر اجرایی شود به صورت چشمگیری می تواند قابل استفاده و موثر باشد.
شرایط کار کردن در کشورمان چقدر سخت است؟
در حال حاضر کار کردن در تمام دنیا به دلیل رکود اقتصادی به نسبت سخت است. از دیدگاه من در دهه اخیر و به خصوص چند سال گذشته را می توان شروع مشکلات کسب و کار دانست. به همین دلیل می​گویم که قانون مستمر بهبود فضای کسب و کار در ایران را هر چه زودتر راه بیندازیم. اما آیا فقط قوانین است که می​تواند این مشکلات را حل کند؟ نه موضوع فراتر از قوانین است و موانع دیگری نیز وجود دارد و آن سرمایه​های اولیه است.
در شرایط فعلی سرمایه درگردش کشور بسیار کم است و اگر قرار است که تامین شود، یک کار تیمی و گروهی بهتر می​تواند سرمایه های جامع و کلی را تامین کند. در ایران ما فرهنگ کار تیمی نداریم و متاسفانه این اتفاق در جامعه بسیار زیاد پیش می آید.
مردم ما معمولا کمتر کاری را به صورت تیمی انجام می دهند که در دراز مدت دوام و قوام داشته باشد. مگر اینکه در کارهای خانوادگی که معمولا در سطح کارهای خانگی آن هم نه بهرصورت کلی ولی اگر بخواهیم نسبی حساب کنیم موفق عمل کرده ایم. شرکای خارج از گود خانواده کمتر پیش می​آید که در دراز مدت با همدیگر کار کنند و به نتیجه مطلوب هم برسند. بنابراین اگر در این شرایط بخواهیم آسیب شناسی مطلب را انجام دهیم به راحتی می​توانیم درد را پیدا کنیم. اما زمانی همه چیز درست می شود که راه درمان را پیدا کنیم. بحثدرمانی هم یک بخشش قانون گذاری است و بخش دیگرش تسهیلات مربوطه است.
از دیدگاه شما تسهیلات باید به چه شکلی به تولیدکنندگان ارائه شود؟
تسهیلات فقط وام مالی دادن نیست. تسهیلات یعنی بستر سازی، تسهیلات یعنی آموزش که یکی از اولویت های مهم در هر جامعه برای رشد است. آموزش فقط رفتن به دانشگاه نیست. من و شما یک دوره به دانشگاه می رویم و تحصیل می​کنیم و زمانی که فارغ التحصیل می​شویم انتظار داریم به عنوان یک مهندس یا دکتر در فضای کسب و کار موفق باشیم.
اما این تفکر کاملا اشتباه است. زیرا در دنیای امروزی این تکنولوژی است که حرف اول را می​زند و روز به روزهم تغییر می​کند. تکنولوژی جدید و به روز راهکارهای جدید، قوانین و مسایل جدید وارد فضای کسب وکار می کند. همراه بودن و همسان بودن با این تکنولوژی در دنیا همیشه یک نقطه قوت و همیشه زمینه​ای است برای رشد و ترقی. ما در یک جزیره و یا منطقه محدودی زندگی نمی کنیم که بگویم خودمان تولید می​کنیم و خودمان هم مصرف کننده هستیم. نه اصلا به این شکل نیست و باید سعی کنیم تمام قواعد و قوانین روز دنیا را ببینیم و البته از همه مهمتر این است که بازی کردن با این قواعد را نیز بلد باشیم.
منظور شما از اینکه باید بازی کردن با این قوانین را بلد باشیم چیست؟
یعنی اینکه باید ورود به تجارت جهانی را بلد باشیم. اما از یک طرف تمام قواعد و قوانین کشور قدیمی است و مسایل بسیار زیاد بازدارنده داریم و از طرف دیگر هنوز در تحریم های اقتصادی هستیم و از طرف دیگر هم تسهیلات نداریم و وابستگی و وصل شدن به تجارت جهانی هنوز برایمان اتفاق نیفتاده است. پس در مجموع اگر بخواهیم حساب کنیم همه این عوامل مانع وصل شدن ما به تجارت جهانی هستند.
برای برطرف کردن این مشکلات، در مرحله اول باید الفبای این کار را یاد بگیریم بعد شروع به نوشتن قوانین تازه و کارآمد کنیم. این اتفاقات اگر می​خواهیم که توسعه یابیم باید قطع به یقین بیفتد. یکسری از این مسایل دست قانون گذاران و دولتمردان و یکسری از آن دست بخش خصوصی است.
یعنی اینکه فردی بگوید که می خواهم کاری را شروع کنم اما فضای کسب و کار برای من ایجاد نشده است و البته این موضوع مهم نیست و خودم هم می توانم این کار را انجام دهم اصلا اینگونه نیست و این فرد راه به جایی نخواهد برد. باید فضا ایجاد شود و دولت هم تایید کند. خود دولت قانون گذار دارد و باید رسیدگی کند و من نوعی به عنوان یک نیروی کار جوان تنها یک مسئولیت دارم و این است که در صحنه حاضر باشم و اطلاعات و آموزش لازم را گرفته باشم و آن زمان آستین هایم را بالا بزنم که مشغول به کار شوم. اما وقتی بستر آماده نیست چطور از افراد جوان توقع دارند که کار کنند.
آیا دولت یازدهم گام های مثبتی در راستای بهبود فضای کسب و کار برداشته است؟
بگذارید این سوال را اینگونه پاسخ دهم. زمانی که شما می خواهید وارد یک فضای تازه شوید وقتی آن فضا شاد باشد شما هم انرژی بیشتر دارید اما اگر در فضای که غم بر آن حاکم است وارد شوید قاعدتا حال خوبی ندارید. فضا یا عملکرد حضور آقای روحانی در مجموعه دولت یازدهم و تعیین کابینه شان فضای شغف و شادی را در جامعه ایجاد کرده است. هنوز با اینکه مسایل مربوط به عملکرد یک ساله را مورد بررسی قرار نداده ایم اما انتظارات ما از وضعیت بسیار امیدوار کننده است. فرض کنید فردی می خواهد ساختمانی بسازد. عملیات خاک برداری از یک سطح صاف تا سطحی که پر از سنگلاخ باشد بسیار سخت تر است. قطعا تفکیک کردن مسائلی که از قبل در دولت دهم وجود داشته تا بخواهد به پایه صفر برسد و دولت یازدهم دوباره بخواهند شروع کنند خودش زمان زیادی احتیاج دارد. پس نباید بگویم که آقای روحانی در این یک سال چکار کرد. آقای روحانی باید وضعیت جامعه را به صفر می رساند بعد شروع به کارهای جدید می کرد. به نظر من عملکرد واقعی آقای روحانی را باید در سال دومشان دید. به قول شهید بهشتی دیکته نانوشته غلط ندارد و از دیدگاه من تا فردی کاری را انجام ندهد نمی توان به درست یا نادرست بودنش پی برد.
حقیقیت این است که آقای روحانی در شرایط بحرانی و ناگواری وارد سیستم اقتصادی کشور شد. بهترین وضعیتی که از آن می توانم نام ببرم بحثهای دیپلماسی است که بسیار خوب در حال پیش رفتن است. راهی که کابینه دولت آقای روحانی در این راستا در پیش گرفته اند واقعا نیاز به گفت و گو ها و تلاش های بسیاری دارد. به هر حال باب گفت و گو که باز شد یک شرایط اولیه را برای ایران با دنیا و دنیا با ایران ایجاد کرد. باید بپذیریم که این بحثرا دولت یازدهم آغاز کرد و اگر منصفانه نگاه کنیم بسیار هم موفق بوده اند.
از نظر شما این دیپلماسی موفق چه تاثیری بر فضای کسب و کار کشور دارد؟
دیپلماسی موفق می تواند درهای بسیاری برای فضای کسب و کار ما باز کند. دیپلماسی موفق فرصت های را به ما می دهد که شاید بسیاری از کشورهای دیگر نتوانند به آن دست پیدا کنند. فضای رقابتی که بین کشورها اتفاق می افتد می تواند فضای کسب و کار را نیز دگرگون کند و قطعا این شرایط می تواند مثبت و تاثیر گذار باشد. روابط گسترده با کشورهای مختلف فرصت آفرین است.
بیاد این موضوع را در نظر داشت که کشورهای مقابل و در تعامل با ما فقط چین یا هند نیستند و ما می توانیم فرصت های جدیدی در کشورهای اروپایی به نفع خودمان ایجاد کنیم. می توانیم کالاها و خدمات مطلوب تری وارد کشور کنیم. چرا باید تمام کالاهای نامرغوب چینی نصیب کشور ما شود. با باز شدن روابط دو جانبه حق انتخاب هر کالای که خودمان بخواهیم را پیدا خواهیم کرد. در دولت نهم و دهم جاده روابط و خواسته ها فقط یک طرفه بود. اگر بتوانیم مشکلات بانکی را حل کنیم و مشکل تحریم بانک ها را از میان برداریم بسیاری از هزینه های که هزینه دلالینیز محسوب می شوند کمتر خواهند شد و زمان انتقال پول های کشور نیز کمتر خواهد شد.
به نظر شما برای اینکه سرمایه گذاران در کشور سرمایه گذاری کنند دولت باید برای تشویقشان چه کاری انجام دهد؟
اگر قرار بر این است که سرمایه گذاران چه خارجی و چه ایرانی در یک جامعه سرمایه گذاری کنند باید حتما تامین خاطر لازم نسبت به سرمایه گذاری که انجام می دهد را داشته باشند. ضمانت برگشت اصل پول را به آنها بدهند. حتی اگر سودی هم نداشته باشند اصل پولشان نیز از بین نرود.
اگر سرمایه گذاران، سرمایه گذاری کردند و به علت تحریم های بانکی نتوانستند سرمایه شان را بر گردانند چه اتفاقی خواهد افتاد. پس بنابراین ضمانت نسبت به برگشت سرمایه چه اصل و چه فرع پول باید برایشان وجود داشته باشد. از سوی دیگر باید از نظر قانونی حمایت شوند و برای کاری که انجام می دهد ارزش گذاری صورت گیرد. به خاطر دارم که در سال های قبل، بعد از فروپاشی شوروی، تعدادی از پیمان کاران ایرانی برای انجام کارهای ساختمانی به آنجا رفته بودند که البته بسیار خوب هم کار می کردند اما بعد از اتمام کار متاسفانه نتوانستند پول و سرمایه شان را به کشور برگردانند حتی ماشین آلاتشان را نمی توانستند خارج کنند و به مشکلات زیادی برخوردند.
سازمان سرمایه گذاری خارجی که وابسته به سازمان اقتصاد و دارایی است قوانینی دارد و به نوعی سرمایه گذاران خارجی را تشویق به سرمایه گذاری می کند. فرقی نمی کند جز ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می کنند باشید و یا جز خارجیانی که علاقه داشته باشند سرمایه گذاری کنند. که این کار حرکت بسیار مثبتی است که انجام می شود اما باید تسهیلات به صورت ضمانتی وجود داشته باشد که یک سرمایه گذار برای سرمایه گذاری در ایران تشویق شود. من نمی گویم که اقدام مناسب و خوبی است که بانک ها بهره های بالا می دهند. اما اگر فردی که نگاه اقتصادی دارد کمی فکر کند متوجه می شود که بانک ها در خارج بهره های نیم درصدی می دهند حتی اخیرا نرخ بهره هایشان را پایین تر آورده اند. در کشور بانک ها بین ۲۲ درصد تا ۲۷ درصد سود می دهند و رقابت ایجاد می کند.
بنابراین ضمانت برگشت پول برای سرمایه گذار داخلی وجود دارد اما برای سرمایه گذار خارجی اوضاع زمانی سخت می شود که بخواهد این پول را به کشور خودش برگرداند. به همین علت باید این امکان برایش وجود داشته باشد که اگر بخواهد سرمایه اش را بازگرداند مانعی برایش وجود نداشته باشد این ضمانت سرمایه باید برایش وجود داشته باشد. یعنی امنیت سرمایه گذاری.
اتاق ایران طی یک سال گذشته در مورد کسب و کار چه پیشنهاداتی داده است و چقدر کار انجام داده است؟
در اتاق تهران یک کمیسیون تشکیل داده اند به نام «مسئولیت های اجتماعی» که کارهای مناسب و بحثهای بسیار در همین راستا در آن انجام می شود. که البته درمورد فضای کسب و کارپیشنهادات خوبی هم در این جلسات داده می شود. یک کمیسیون دیگر نیز وجود دارد به نام «کمیسیون کارآفرینی و فضای کسب و کار» که به هر حال در طول این یک ساله فعالیت های خوبی در این مورد انجام داده است.
۳۵۳۵