چند شب پیش یکی از برنامه های پربیننده اخبار سیما در اقدامی تامل برانگیز اقدام به انتشار گزارشی نمود که در آن فردی که در این رپرتاژ به عنوان کارشناس اداره استاندارد از آن یاد شده بود در اقدامی عجولانه از دو برند لبنی کشور نام برد که " درصد آفلاتوکسین موجود در شیر های پاستوریزه " توزیعی از سوی آنان از حد مجاز استاندارد بیشتر بوده و بنابراین باید از مصرف آن خودداری شود.
فارغ از اینکه این مطلب به چه اندازه به لحاط علمی مدخلیت داشته، نحوه بیان این خبر و نام بردن از دو برند خاص در حالیکه درکشور چندین برند لبنی دیگر هم شرایطی مشابه را تجربه می کنند جای مداقه بیشتری دارد و ناخواسته افکار را به وجود توطئه و جنگ معمول بین برندهای پیشرو برای تسخیر سهم بیشتری از بازار سوق می دهد که اگر اینگونه باشد قرعه این بار بنام یکی از خلاق ترین و مظلوم ترین این بزرگان افتاده که ما را واداشته است دست به بیان گلایه با استفاده از چنین مقالی نماییم.
همه آنها که دستی در این آتش دارند مطلعند که اصولاً تست اندازه گیری " آفلاتوکسین " به لحاظ استاندارد از موارد ضروری و روتین برای واحدهای لبنی نبوده و وجود این آیتم به طور مشخص به نهاده های غذایی مورد استفاده از سوی دام ها بستگی دارد که در خصوص اقلام وارداتی به دامداریهای عموماً دولتی کشور تحویل و در دامداری های سنتی نیز که گاهاً از نان کپک زده برای تغذیه دام استفاده می کنند امکان حدوثآن وجود دارد. بطور معمول در اقلام وارداتی عدم هماهنگی های قانونی و شلختگی های مرسوم گمرکی مانع از ترخیص بموقع این نهاده ها بوده و عامل رشد این آیتم مهیا و از طریق شیر خام خریداری شده، به واحدهای لبنی سرایت میکند.
نکته ظریف در اینجا این است که این شیر خام به عنوان مواد اولیه به واحدهای لبنی کشور تحویل می شود و وظیفه سازمان دامپزشکی کشور است که بر سلامت آن کنترل های خود را اعمال نماید به عبارتی صریح تر مواردی از این دست از مسئولیت های ذاتی این نهاد اجرایی و ناظر محسوب می شود که در این حلقه هیچ ذکری از آن به میان نیامده است و از همین منظر است که باید گفت خانه از پای بست ویران و " گر حکم شود که مست گیرند - در شهر هرآنکه که هست گیرند ".
با لحاظ شرایط فوق و با توجه به وجود مستنداتی که مبین انجام تنها یک پروژه تحقیقاتی در این حوزه و نه یک الزام جاری از سوی موسسه استاندارد می باشد و در گزارشات اخذ شده نیز بطور وضوح از شرکت های دیگری نام برده شده که معلوم نیست این عزیز بزرگوار موسسه وزین استاندارد، چرا از بیان آن نامها ابا داشته، می توان به موضوع مزبور هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ محتوایی ایرادات قابل ملاحظه ای را وارد دانست.
اما این مجمع نه به لحاظ علمی و نه به لحاظ جایگاه حقوقی، خود را مجاز به دخالت در این امر نمی داند و این کلیات را برای آن به رشته تحریر در می آورد که فی الواقع این نوع برخورد را در دولت تدبیر و امید روا و شایسته نمی داند. چرا که در قانونی نانوشته مقرر است تا قسمت اعظم خرابی های بجا مانده از قبل و ماحصل سوء مدیریت های گذشته که امروز از چالش های اصلی مردم محسوب می شود و والد این عقب افتادگی اقتصادی است، توسط بخش خصوصی و زحمتکشان و کارآفرینمان رفع و یا از شدت آن کاسته شود به عبارت دیگر در یک چرخش کاملاً صحیح، طرح نو اقتصاد کشور بر عمل و فکر این فعالان اقتصادی بنیان و ایجاد خواهد شد و مواردی از این دست نه تنها موجب یاس و دلزدگی این بزرگان عرصه کار و تلاش می شود بلکه نرخ سرمایه گذاری آتی در استان را نیز کاهش و بر عقب ماندگی های موجود خواهد افزود.
یادمان نرفته که همین چند سال پیش هم در موردی تقریباً مشابه با هجمه ای به یکی از واحدهای تولیدی دیگر غذایی شهرستان آمل، سونامی بزرگی در این شاخه تولیدی در سطح استان ایجاد که حتی دیگر واحدهای مشابه را نیز تحت تاثیر قرار داده و وقتی هم که واحد اصلی مورد هجوم واقع شده توانست کمر راست کند، واحدهای کوچک دیگر موفق به احیاء مجدد نشده و از دایره فعالیت تولیدی استان خارج گردیدند.
واقع موضوع آن است که تصمیم گیران و یا کسانی که جملاتشان می تواند تاثیر شگرفی در حیات اقتصادی یک سازمان تولیدی در کشورمان داشته باشد فاقد درک مفهومی از نحوه حیات یک واحد صنعتی بوده و این موضوع باعثایجاد لاقیدی در نحوه بیان موارد مرتبط و تخصصی از سوی آنها می شود. این عزیزان در اکثر موارد یا نمی دانند و یا در بدترین حالات ممکن است سعی شود تا ندانند که یک جمله چند کلمه ای شان ممکن است حیات یک سازمان را به مهلکه کشانده و ضمن پنبه کردن همه رشته های یک کارآفرین زحمتکش و سرمایه گذار، اقتصاد نیم بند منطقه را با چالش مصیبت باری مواجه سازد.
شرکت " دوشه با برند هراز " از نمونه های بارز و قابل تدریس در عرصه مدیریت استان محسوب می شود. شرکتی که حیات خود را، مرهون افکار کارآفرین باهوشی است که ضمن دارا بودن درک درست از رسته ای که در آن به فعالیت می پردازد سرشار از نوآفرینی است و با در پیش گیری استراتژی خلاقیت ره چندین ساله را در اندک مدتی طی و اثبات نموده که تئوری های کارآفرینی در مقاطع عملی قابل حصول و اثبات می باشند. این کارآفرین غریب و شرکتی که ایجاد نموده در سکوت و بدون حاشیه و رانت در عرصه های مختلف فعالیت خود دست به تولید محصولاتی زده اند که افتخار کشور محسوب و موجب آن شده که حتی شرکت های متقدم لبنی کشور نیز با عجله در این عرصه ها ورود ولی ذائقه مردم با محصولات " دوشه و هراز " به اندازه ای خو گرفته که این شرکتها با عدم استقبال قاطبه مردم مواجه و گاهاً مجبور به عقب نشینی گردیدند.
در چنین شرایطی کند کردن مسیر حرکت این گوی کوچک اما رهوار، چابک و قدرتمند کار مشکلی بود که اغیار با استعانت از کج سلیقگی صدا و سیما به خوبی از پس آن بر آمدند غافل از آنکه این نهال اگر که آفت نیز ببیند ایستاده به دوامش ادامه خواهد داد و بر فرشهای قرمزی که از سوی مردم قدرشناس دوباره پهن خواهد شد مجدداً خواهد خرامید و رو سیاهی را برای زغال های بی بنیان باقی خواهد گذارد.
با تشکر
مجمع هم اندیشان صنعت و معدن
آذر ماه ۱۳۹۲