به گزارش ملت ایران به نقل از زیست نیوز، حدود ۱.۲ میلیارد نفر از جمعیت جهان - تقریبا یک پنجم از کل جمعیت - در مناطقی زندگی می کنند که با کمبود فیزیکی آب مواجه هستند. همچنین، حدود ۱.۶ میلیارد نفر با شرایطی روبرو هستند که به نام " کمبود آب اقتصادی " شناخته می شود.

این در شرایطی است که با تداوم رشد جمعیت، تغییرات آب و هوایی، نقص های مدیریتی و کمبود سرمایه گذاری، و استفاده ناکارآمد از منابع موجود تنها می توان وخیم تر شدن شرایط و محدود شدن دسترسی مردم به مقدار آب موجود را انتظار داشت. بنابر ارزیابی های صورت گرفته، حدود ۱.۸ میلیارد نفر از مردم جهان تا سال ۲۰۵۰ در کشورها و مناطقی ساکن خواهند بود که با کمبود مطلق آب مواجه هستند.

کمبود آب دارای تعاریف مختلفی است. کمبود فیزیکی زمانی رخ می دهد که آب کافی برای تامین تقاضا وجود ندارد. از جمله نشانه های آن می توان به تخریب شدید محیط زیست، کاهش منابع آب زیرزمینی و نابرابری توزیع آب اشاره کرد. کمبود آب اقتصادی زمانی رخ می دهد که فقدان سرمایه گذاری و مدیریت مناسب برای تامین تقاضای مردمی که دارای ابزارهای مالی برای استفاده از منابع آب موجود نیستند، وجود دارد. بخش های بزرگی از آفریقا از کمبود آب اقتصادی رنج می برند.

برای اندازه گیری کمبود آب، متخصصان آب شناسی اندازه جمعیت را با مقدار آب موجود مقاسیه می کنند. بنابر اعلام سازمان ملل، منطقه ای که تولید آب سالانه آن زیر ۱۷۰۰ متر مکعب برای هر نفر باشد، استرس آبی را تجربه می کند. همچنین، تولید آب سالانه کمتر از هزار متر مکعب برای هر نفر در یک منطقه به معنای کمبود مطلق آب است.

منابع آب شیرین جهان تحت فشارهای بسیاری قرار دارند که از آن جمله می توان به رشد جمعیت، افزایش شهرنشینی و مصرف بیش از اندازه، فقدان مدیریت مناسب و تهدید بزرگ تغییرات آب و هوایی اشاره کرد. بنابر اعلام " سازمان خوار و بار جهانی "(فائو)، مصرف جهانی آب با نرخی دو برابر رشد جمعیت طی قرن گذشته افزایش یافته است. پیش بینی می شود جمعیت جهان از ۷ میلیارد نفر کنونی به ۹.۱ میلیارد نفر در سال ۲۰۵۰ افزایش یابد که فشار قابل توجهی را بر منابع آب به منظور تامین تقاضای فزاینده برای مواد غذایی، انرژی و نیازهای صنعتی وارد می کند.

در مقیاس جهانی، حدود ۷۰ درصد از برداشت آب به بخش کشاورزی، حدود ۱۹ درصد به نیازهای صنعتی و حدود ۱۱ درصد به تامین تقاضاهای شهری اختصاص دارد. با این وجود، ارقام مذکور توسط تعداد اندکی از کشورهای جهان مانند چین، هند و آمریکا که برداشت آب بسیاری بالایی دارند، تحریف شده اند.

کشاورزی در زمینه مصرف آب یکی از برترین بخش ها بوده که مسئول بیش از ۹۰ درصد استفاده مصرفی آب است. همچنین، برداشت آب در بخش کشاورزی حدود ۴۴ درصد از مجموع برداشت آب در میان اعضای " سازمان همکاری اقتصادی و توسعه " را به خود اختصاص داده، اما این مساله در میان هشت کشور این سازمان که وابستگی شدیدی به کشاورزی آبی دارند، به بیش از ۶۰ درصد افزایش می یابد. در میان چهار اقتصاد نوظهور جهان شامل روسیه، برزیل، چین و هند نیز کشاورزی حدود ۷۴ درصد از برداشت آب را به خود اختصاص داده، اما دامنه آن از ۲۰ درصد در روسیه تا ۸۷ درصد در هند متغیر است. مصرف آب در بخش کشاورزی اغلب ناکارآمد بوده که منجر به استفاده بیش از حد از منابع آب زیرزمینی و جریان های طبیعی رودخانه های بزرگ می شود.

در شرایطی که جمعیت جهان رو به افزایش بوده و بر منابع آب و زمین فشار وارد می کند، رشد اقتصادی و افزایش رفاه و ثروت موجب تغییر رژیم غذایی مردم جهان به ویژه کاهش رژیم های نشاسته ای و استفاده هرچه بیش از گوشت قرمز و لبنیات شده که نیازمند آب بیشتری هستند. به عنوان مثال، تولید یک کیلوگرم برنج نیازمند حدود ۳ هزار و ۵۰۰ لیتر آب بوده، در شرایطی که تولید یک کیلوگرم گوشت گاو نیازمند ۱۵ هزار لیتر آب است. بنابر اعلام فائو، تغییر رژیم غذایی اثر قابل توجهی بر مصرف جهانی آب طی ۳۰ سال گذشته داشته و احتمالا تا اواسط قرن حاضر نیز ادامه می یابد.

چالش های آبی افزون بر کشاورزی شامل بخش های دیگری مانند نیروگاه های برق آبی نیز می شود. تمامی اشکال انرژی نیازمند آب در برخی از مراحل چرخه فعالیت خود بوده که شامل تولید، تبدیل، توزیع و استفاده می شود. مصرف انرژی و برق احتمالا طی ۲۵ سال آینده در تمامی مناطق جهان افزایش خواهد یافت که بخش اعظم این افزایش در کشورهای غیر عضو در سازمان همکاری اقتصادی و توسعه است. این مساله می تواند تاثیر مستقیمی بر منابع آب مورد نیاز برای تولید انرژی مورد نیاز داشته باشد. در صورتی که ترکیب فعلی منابع انرژی باقی بماند، پیش بینی می شود آب مورد نیاز برای تولید انرژی تا سال ۲۰۵۰ افزایش ۱۱.۲ درصدی را شاهد باشد.

تغییرات آب و هوایی از دیگر عواملی است که در سطوح مختلف بر منابع آب جهان تاثیرگذار خواهد بود. در همین راستا، کاهش در روان آب رودخانه ها و تغذیه آبخوان ها در حوزه مدیترانه انتظار می رود که میزان آب موجود در مناطق نیمه خشک آمریکا، استرالیا و آفریقای جنوبی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

در آسیا به ویژه در کشورهایی مانند پاکستان، مناطق بزرگی که به ذوب شدن برف و یخچال های طبیعی کوه ها برای تامین آب وابسته هستند تحت تاثیر تغییر در الگوی روان آب ها قرار خواهند گرفت. این در شرایطی است که دلتاهای پر جمعیت در خطر ترکیبی از کاهش روان آب ها، افزایش شوری و افزایش سطح آب دریاها قرار دارند. همچنین، افزایش دما می تواند به افزایش تقاضای آب برای تولید محصولات کشاورزی در سراسر جهان منجر شود.