طرح «جهان عاری از خشونت» که در شهریور پارسال از طرف رییس جمهوری اسلامی ایران در شصت و هشتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد و با رای مثبت 190 کشور عضو این سازمان به قطعنامه‌ی رویارویی با افراط گرایی و خشونت تبدیل شد، مورد توجه بسیاری از صلح دوستان داخلی و بین المللی قرار گرفته است.

اگرچه بسیاری از مولفه‌های جهان عاری از خشونت در برداشت انسان‌ها از این مفهوم مشترک است، اما هر یک از انسان ها بسته به ملیت، فرهنگ، جنسیت، سن و بسیاری از ویژگی های خود، فهم متفاوتی از انگاره ی جهان عاری از خشونت دارند؛ فهمی که شناخت آن می‌تواند یاریگر دولتمردان و مسؤلان در برنامه ریزی و تدوین سیاست های کلی باشد.

در گفتگو با پروفسور «چارلز تالیافرو» به بررسی زمینه های شکل گیری جهان عاری از خشونت پرداخته ایم که از نظر می‌گذرد.

«چارلز تالیافرو» استاد دانشگاه‌های آکسفورد، کلمبیا، پرینستون و نتردام آمریکا بوده و در حال حاضر استاد فلسفه کالج سنت اولاف در مینه‌سوتای آمریکاست. راهنمای آکسفورد درباره الهیات، راهنمایی مقدماتی بر زیبایی‌شناسی، تصویر در ذهن، فرهنگ فلسفه دین، تاریخ مختصر روح، راهنمای راتلج درباره خداشناسی و راهنمای مقدماتی فلسفه دین از جمله آثار وی به شمار می‌روند. او از فیلسوفان برجسته در عصر حاضر به شمار می‌آید و در این حوزه صاحب آثار ارزشمندی است. وی دانش‌آموخته دانشگاه براون و هاروارد بوده و عضو انجمن فیلسوفان آمریکا است.

*به نظر شما پیش شرط های دستیابی به جهان عاری از خشونت چیست؟

اگر نخواهیم خشونت را تنها به معنای استفاده غیرمشروع از زور فیزیکی معنا کنیم و آن را مشمول نقض حقوق و هینطور کمال انسانی بدانیم، به احتمال زیاد، جهان عاری از خشونت نیازمند تغییر کلی ذات انسان در خود خواهد بود.

متاسفانه، دوره‌های ثبات نسبی و صلح در تاریخ بشر مانند برخی دوره‌های مشخص در امپراطوری روم یا برخی از پادشاهی‌های چین باستان مانند سلسله «هان» مبتنی بر ترس از خشونت ظالمانه حکام به هنگام درگیر شدن با آنها بوده است. با این حال، ارسطو معتقد بود که، در میان دوستان واقعی،یه طور طبیعی چنان سازگاری‌ای وجود دارد که دیگر نیازی به عدالت نیست.

در چنین شرایط ایده‌آلی ما به طور طبیعی به دنبال مواظبت و عطوفت با دوستان خود هستیم. دوستان واقعی هیچگاه با اعمال خشونت علیه یکدیگر، دست به تهدید همدیگر نمی‌برند.

لذا در پاسخ به سوال شما، باید بگویم که اگر هرکسی بر روی زمین به گونه‌ای به فکر دوستان خود باشد، شاید آنگاه بتوانیم فریاد جهان عاری از خشونت سر دهیم یا دستِ کم از نبود خشونت های توده ای که امروز شاهد آن هستیم، سخن بگوییم.

*آیا شما فکر می کنید که جهان عاری از خشونت یک آرمان‌شهر دست نیافتنی است؟

من فکر می‌کنم که عاری از خشونت بودن جهان، یک ایده آل است و ما باید برای رسیدن به آن و حتی حرکت به سمت آن دعا کنیم. شاید بدترین چیزی که می‌توانیم به آن فکر کنیم، اجتناب ناپذیر بودن خشونت بین افراد و ملت‌ها است و آنجاست که باید خود را تسلیم حقیقت خشونت کرده و اراده خود را برای مقابله با خشونت کنار بگذاریم.

لذا، آرمان‌شهر ایده آلی است که احتمال دستیابی به آن بعید به نظر برسد، نه اینکه غیرممکن باشد.

*چگونه ادیان می توانند به ایجاد جهان بدون خشونت کمک کنند؟

من فکر می‌کنم که ادیان قدرتمندترین نیروی روی زمین هستند که می‌توانند ما را به سمت مسیر صحیح سوق دهند.

من معتقدم آن دسته از ما (انسان‌ها) که مذهبی هستیم، نباید اجازه دهیم که به نام مذهب و دین از روش های خشونت آمیز استفاده شود.

به عنوان یک مسیحی که در آمریکا زندگی می کنم، فکر می کنم پیوستن به آن دسته از مسیحیانی که از مسلمانانِ آمریکا در برابر جرایم کینه توزانه و آزار و اذیت حمایت می‌کنند، یک وظیفه انسانی است. در رز جهانی عاری از خشونت من با 30 تن از کشیش‌های کلیسای اسقف دیدار کردم که همه آن‌هاهمبستگی کامل خود را با همسایگان مسلمانشان اعلام کرده اند تا در برابر اخراج احتمالی آنها (از آمریکا) بایستند. من نیز از این حرکت اسقف‌ها حمایت کردم.

*گفتگو میان فرهنگ ها چگونه می تواند به شکل گیری تحقق جهان عاری از خشونت کمک کند؟

من فکر می‌کنم انجام گفتگو، امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است. ما شاهد ظهور رهبران جهانی، به خصوص رئیس جمهور منتخب، «دونالد ترامپ» هستیم که تجربه و پیش زمینه‌ای در انجام گفتگوهای همدلانه ندارد و به قول معروف آنچه ما اغلب انجام نمی‌دهیم همان چیزی است که اغلب خوب انجام نمی‌دهیم. به منظور اجتناب یا کاهش احتمال ایجاد خشونت بین مسلمانان و غیر مسلمانان، نیازمند به انجام گفتگوهای از سر محبت هستیم و نه خفه شدن در ترس، بی اعتمادی دو طرفه و از خودبیگانگی.