جسارتی نیاز نیست برای آنکه نام ایران را با صفت «یکی از بلاخیزترین کشورهای جهان» همراه کنیم. وقوع سیل، توفان، زلزله، رانش زمین و خشکسالی، حوادثی است که به دفعات در تاریخ ایران ثبت شده است. هیچ نقطه از کشور از وقوع بلایای طبیعی در امان نیست و با گذشت زمان و دخالت انسانی در چرخه طبیعت، شدت وقوع بلایای طبیعی هم افزایش پیدا می‌کند.

کمبود تجهیزات پیشرفته، سهل‌انگاری در مقاوم‌سازی سازه‌های شهری و روستایی، بی‌توجهی به هشدارهای طبیعت، نادیده گرفتن توصیه‌های متخصصان حوزه زمین شناسی، هواشناسی و محیط زیست نسبت به تاثیرپذیری زیستگاه انسانی از تخریب بی‌رویه اقلیم گیاهی و طبیعی از جمله عوامل مهم در تشدید بلایای طبیعی در ایران بوده است. آنچه هر بار و پس از طغیان طبیعت شاهد بوده‌ایم چیزی نبوده جز ویرانی سامان شهری و روستایی و قربانیانی که نبودشان یادآور اهمیت سرمایه‌گذاری برای افزایش مقاومت محل سکونت انسانی است.

هرچند که ایران، تنها کشور جهان نیست که مشمول وقوع بلایای طبیعی باشد و به همین دلیل سازمان ملل متحد از سال‌های پایانی دهه ٨٠ میلادی و پس از نامگذاری هفته بین‌المللی کاهش ریسک سوانح طبیعی، برگزاری سمینارهایی با حضور ١۶٨ کشور عضو و با هدف کاهش خطر آسیب‌پذیری در مقابل بلایای طبیعی را در دستور کار خود قرار داده است. معرفی دهه ٩٠ میلادی به عنوان دهه بین‌المللی کاهش ریسک سوانح طبیعی(IDNDR) و برگزاری اولین کنفرانس جهانی کاهش ریسک سوانح طبیعی در یوکوهامای ژاپن و در همین دهه از جمله اقدامات این تغییر نگرش بوده است.

١۴ مارس – ٢٣ اسفند ماه – سال جاری سومین کنفرانس جهانی کاهش ریسک سوانح طبیعی در شهر «سندای» ژاپن برگزار می‌شود و کشورهای عضو و همکار باید گزارش اقدامات خود در مسیر اهداف تعیین شده را در این کنفرانس ارایه دهند.

مهدی زارع، رییس مرکز ملی پیش‌بینی زلزله پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله و دانشیار این پژوهشگاه که به عنوان نماینده ایران در این کنفرانس چهار روزه حضور خواهد داشت در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن ارایه تصویری از بلایای طبیعی در ایران، به برخی تساهل‌ها و کمبودهای فنی و تجهیزاتی که نتیجه‌ای جز افزایش شدت تلفات بلایای طبیعی نداشته اشاره کرده است.

کنفرانس سندای چند سال است که برگزار می‌شود و موضوع آن چیست و چه تعهدی برای اعضا ایجاد کرده است؟

این کنفرانس سومین کنفرانس از رویدادهایی است که سازمان ملل متحد هر ١٠ سال یک‌بار برگزار می‌کند. تلاش‌های اولیه برای ایجاد یک برنامه بین‌المللی برای سوانح طبیعی در سازمان ملل متحد در دهه ٨٠ میلادی آغاز شد. اعلام هفته بین‌المللی کاهش ریسک سوانح طبیعی برای هفته دوم ماه اکتبر در سال ١٩٨٩ صورت گرفت. دهه ٩٠ میلادی به عنوان دهه بین‌المللی کاهش سوانح طبیعی(IDNDR) اعلام شد. نخستین کنفرانس جهانی کاهش سوانح طبیعی در یوکوهامای ژاپن در ٢٧ - ٢٣ مه ١٩٩۴برگزارشد.

این کنفرانس به تهیه راهبرد بین‌المللی برای کاهش ریسک به نام «راهبرد یوکوهاما برای جهانی امن‌تر» انجامید. حدود هشت ماه بعد از کنفرانس مزبور در ١٧ ژانویه ١٩٩٥زلزله مخرب کوبه(هانشین آواجی) با بزرگای ٨ / ۶ ریشتر و ۶۴٣۴ کشته رخ داد. در سال ٢٠٠۴ سازمان ملل متحد راهبرد بین‌المللی کاهش ریسک سوانح(UNISDR) را منتشر کرد. در دهمین سالروز زلزله ١٩٩٥ کوبه - ١٨ تا ٢٢ ژانوبه ٢٠٠٥ - دومین کنفرانس سازمان ملل متحد به همین منظور با عنوان «دومین کنفرانس جهانی برای کاهش ریسک سانحه» برای گرد هم‌آوری مسوولان دولتی، سازمان‌های مردم‌نهاد و دانشمندان از ١٥٠ کشور عضو سازمان ملل متحد(از جمله ایران) در شهر کوبه(مرکز استان هیوگو ژاپن) برگزار شد.

هدف این کنفرانس سازماندهی تلاش‌های بین‌المللی برای کاهش ریسک سوانح طبیعی بود و امپراتور آکیهیتو این کنفرانس را افتتاح کرد. این کنفرانس کمتر از یک ماه بعد از زلزله باندا آچه اندونزی(و سونامی اقیانوس هند) در ٢۶ دسامبر ٢٠٠۴ با بزرگای٠ / ٩ و حدود ٣٠٠ هزار کشته و مفقود برگزار شد. از نتایج این کنفرانس تصویب «برنامه بین‌المللی برای هشدار پیش‌هنگام» بود که اول بار در دومین کنفرانس بین‌المللی هشدار پیش‌هنگام در سال ٢٠٠٣ در آلمان پیشنهاد شده بود. توجه به مساله سونامی به دلیل رخداد سونامی ٢٠٠۴ در ماه قبل از آن در این کنفرانس قابل توجه بود.

هدف این کنفرانس کاهش خسارت‌های سوانح از طریق آمادگی بود که در نهایت به کاهش تلفات انسانی منجر شود. نتیجه عملی این کنفرانس، تصویب یک چارچوب عملیاتی بین‌المللی بود: «چارچوب هیوگو برای عمل ٢٠١٥ - ٢٠٠٥» Hyogo Framework for Action. درسال ٢٠١١ مجمع عمومی سازمان ملل متحد از برنامه راهبرد جهانی سازمان ملل متحد برای کاهش سوانح(UNISDR) خواست که برای کاهش ریسک سوانح بعد از ٢٠١٥ برنامه‌ریزی کند.

به این منظور سومین کنفرانس جهانی کاهش ریسک سانحه در ١۴ تا ١٧ مارس ٢٠١٥(٢٣ تا ٢٧ اسفند ١٣٩٣) در سندای ژاپن برگزار می‌شود. و برنامه عملیاتی برای بازه ١٠ ساله ٢٠٢٥ - ٢٠١٥ مصوب و برای تمام ١۶٨ کشور عضو سازمان ملل متحد توصیه خواهد شد. البته مصوبات این کنفرانس‌ها الزام‌آور نیست و در واقع چارچوبی است که برای تمام کشور‌های عضو سازمان ملل متحد توصیه می‌شود. ولی جمع‌بندی‌هایی که در این برنامه‌ها به صورت چارچوب عملیاتی مطرح می‌شود، عصاره دستاوردهای بشری در چارچوبی علمی برای کاهش ریسک سوانح طبیعی است.

گزارش‌های سالانه کشورها چگونه و بر مبنای چه اطلاعات و تعهداتی باید ارایه شود؟

سازمان‌های حکومتی متولی کاهش و مدیریت ریسک سوانح، مسوول تهیه گزارش از وضعیت کاهش ریسک و ارایه گزارش به برنامه «راهبرد بین‌المللی برای کاهش ریسک سوانح سازمان ملل متحد UNISDR» هستند.

در ایران سازمان مدیریت بحران کشور که زیرنظر وزارت کشور است و رییس آن معاون وزیر کشور، مسوولیت رسمی چنین کاری را دارد. گزارش‌های ملی بر پایه همکاری سازمان‌های دولتی(پژوهشی و اجرایی) و غیردولتی(سمن‌ها) تهیه و ارایه می‌شود. در این زمینه باید توجه کرد که هرچه کارهای انجام شده در کشور، بهتر و کامل‌تر ارایه شود، هم انعکاس بین‌المللی مناسبی می‌یابد و هم تجربیات ملی ما در کشور با افراد و سازمان‌های همکار به اشتراک گذاشته می‌شود و قابلیت کاربرد در کشورهای دیگر هم خواهد یافت.

باید یادآور شوم که بعضی از کشور‌های در حال توسعه مانند بنگلادش، مکزیک، مالزی و ترکیه گزارش‌های جالب و منظمی در زمینه فعالیت‌های خود به برنامه «راهبرد» یادشده در سازمان ملل متحد داده‌اند که انعکاس جالبی روی وب‌سایت‌های سازمان ملل متحد یافته است. این در حالی است که در کشور ما نیز کارهای جالبی به باور من در دهه گذشته انجام شده است که متاسفانه گزارش مناسب و منظمی از این فعالیت‌ها(و متناسب با حجم فعالیت‌های انجام شده) طی دهه گذشته منتقل نشده است. سازمان ملل متحد از مجموعه گزارش‌های ملی ارایه شده، گزارش جهانی ارزیابی ریسک(GAR) را تهیه و منتشر می‌کند.

ایران در چه سالی به این اجتماع ملحق شده و چه تعهداتی برای کاهش خطرات ناشی از بلایای طبیعی و به طور خاص، زلزله داشته؟

کشور ما از ابتدای برنامه سازمان ملل متحد در سال ١٩٩٠م(١٣۶٩ش) و از زمان اعلام دهه بین‌المللی کاهش اثرهای بلایای طبیعی(IDNDR) مشارکت خوبی داشته است. هم توسعه آموزش تخصصی و عمومی و تولید علم در ایران در این زمینه توسعه بسیار یافته و هم زیرساخت‌های فناورانه مناسبی در کشور نصب شده است. ولی مساله آن است که ما در ٢٥ سال گذشته مثلا شبکه لرزه‌نگاری باند پهن خود را با تعداد ٢٥ ایستگاه در پژوهشگاه زلزله توسعه داده‌ایم و این در حالی است که در کشور ترکیه در ١٥ سال گذشته چنین شبکه‌ای را با حدود ٣٠٠ ایستگاه توسعه داده‌اند!

پس توسعه در کشور ما وجود داشته ولی سرعت و کیفیت این توسعه قابل ارزیابی و بررسی است. آن هم در حالی که جمعیت کشور ما در حدود ٢٥ سال گذشته از حدود ٥٥ میلیون نفر به حدود ٨٠ میلیون نفر(افزایش حدود ٢٥ میلیون نفر) رسیده که حدود ٧٠ درصد این افزایش، در شهرها و مراکز استان‌ها اتفاق افتاده و حدود ٧٥ درصد از این افزایش جمعیت در نواحی بیشتر سانحه‌خیز ما(مثلا از باب زلزله، سیل، زمین لغزش و فرونشست زمین) مستقر شده‌‌اند!

بنابراین میزان توسعه علمی و زیرساختی و اجرایی ما در زمینه کاهش ریسک سوانح باید متناسب با این رشد می‌بود. از این پس نیز باید افزایش ریسکی که مثلا در ٢٥ سال اخیر در مقابل سوانح طبیعی داشته‌ایم در هر نوع برنامه مدیریت کاهش ریسک برای دهه بعد لحاظ شود.

تعهد(توصیه) مهمی که در دهه اخیر می‌بایست برای «تمام سوانح طبیعی مهم» در کشور عملیاتی می‌شد و اکنون(در اسفند ١٣٩٣) در حال بهره‌برداری می‌بود، «سامانه‌های هشدار پیش‌هنگام برای تمامی این سوانح مهم» است. متاسفانه این کار در کشور ما هنوز رخ نداده، در حالی که مثلا کشور ترکیه سامانه هشدار پیش‌هنگام زلزله(به ویژه برای شهر استانبول) را با ٢۴٠ ایستگاه در همین ١٠ سال اخیر توسعه داده است.

سامانه‌های هشدار پیش هنگام سونامی هم در کشور‌های جنوب آسیا(مثلا هند، اندونزی، مالزی، تایلند، عمان و…) در همین ١٠ سال اخیر توسعه یافت. در سال‌های اخیر رقابت مهمی بین ایران و کشور‌های دیگر منطقه برای تاسیس سامانه هشدار منطقه‌ای سونامی در جنوب ایران برقرار بود، که متاسفانه سرمایه‌گذاری در این زمینه در کشور ما انجام نشد در حالی که کشور عمان با ٣٥ میلیون دلار سرمایه‌گذاری، سامانه هشدار منطقه‌ای سونامی را ایجاد کرد و در همین سال ٢٠١٥ آن را افتتاح خواهد کرد.

در رصد نقشه مکتوب از بلایای طبیعی در ایران چه تصویری ارایه می‌کنید؟

ریسک به معنای ترکیب احتمال یک رخداد و تبعات منفی آن(تبعات یک رخداد، به مفهوم خسارت بالقوه یک رویداد احتمالی) است. تهیه نقشه ریسک ایران باید بر پایه بررسی ویژگی‌های فنی مخاطرات(محل، شدت، احتمال رخداد، فراوانی)، تحلیل در معرض بودن و آسیب‌پذیری(محیطی، بهداشتی، اجتماعی، فیزیکی و اقتصادی) و ارزیابی تاب آوری(موثر بودن ظرفیت‌های غلبه یا سازگاری با سناریو‌های ریسک احتمالی) انجام شود.

لازم به یادآوری است که معمولا در کشور ما قسمت اول(ویژگی‌های فنی مخاطرات) تهیه شده و می‌شود ولی قسمت‌های بعدی(تحلیل آسیب‌پذیری و ارزیابی تاب آوری) یا انجام نشده یا در مراحل اولیه خود متوقف مانده است. ولی اگر به اطلاعات اولیه موجود در زمینه مخاطرات و ریسک سوانح مراجعه کنیم متوجه می‌شویم که کشوری بسیار آسیب پذیر داریم. مثلا ٧٧ درصد از ٣١ مرکز استان ایران در پهنه با خطر نسبی بسیار بالای زلزله واقعند!

وقوع بلایای طبیعی در ایران یک اتفاق روزمره است. در تمام نقاط کشور مردم با اخبار حوادثی که در چند کیلومتری‌شان حادثشده زندگی می‌کنند. در چنین شرایطی شنیده می‌شود که دولت با وجود تعهدسپاری به کنفرانس سندای ژاپن، گزارش قابل توجهی برای ارایه ندارد زیرا به تعهدات خود عمل نکرده است. ایران متعهد به چه تعهداتی بود و به کدام یک عمل نکرد؟

کارهای خوبی در این سال‌های اخیر انجام شده است که در اشاره به بعضی از این اقدامات، می‌توانم از تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور(و تهیه قانون مربوطه که اکنون در مجلس شورای اسلامی در حال بازنگری است)، ارجحیت دادن(نسبی) به مساله کاهش ریسک سانحه در برنامه‌های بودجه سالانه، اولویت دادن به برنامه‌های کاهش ریسک در رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، توسعه ارتباطات ریسک در سطح ملی: تشکیل کنفرانس‌های سالانه در زمینه ریسک و مدیریت بحران با حضور و مشارکت متخصصان و مسوولان از حوزه‌های تخصصی مختلف، توسعه سازمان‌های پیشگیری و مدیریت بحران شهری در زیر مجموعه شهرداری‌ها(این کار بعد از تهران، در مشهد، تبریز و قم انجام شده و در اصفهان، کرمان، قم، کرج و… در حال پیگیری است)، تشکیل سازمان‌های مردم نهاد در زمینه مدیریت بحران، امداد و نجات و مدیریت ریسک(خیریه، شرکت‌ها، انجمن‌ها) و توسعه آموزش و پژوهش و تحصیلات تکمیلی در زمینه ریسک و مدیریت بحران نام ببرم اما کارهای مهمی هم بوده که هنوز انجام نشده و باید انجام شود.

مهم‌ترین چیزی که تهیه نشده نقشه ریسک ایران است(که به طور جامع تمام ریسک‌های سوانح طبیعی را شامل شود). در این زمینه باید یک دستورکار ملی Agenda برای کاهش ریسک برای ایران تهیه شود و لازم است ساماندهی یک گزارش ارزیابی ملی کاهش ریسک سانحه بر پایه گزارش ارزیابی جهانی کاهش ریسک سانحه(سازمان ملل متحد)، سازماندهی سامانه و تهیه نقشه ریسک ایران بر پایه مخاطرات چند گانه و ساماندهی سامانه ارزیابی و برآورد میزان آمادگی مقابل ریسک سوانح بر پایه داده‌های به‌روزشونده در سطح استان‌های کشور در دستور کار ملی برنامه جامع کاهش ریسک سوانح قرار گیرد.

عمل نکردن ایران به تعهدات کنفرانس سندای آسیب‌پذیری کشور در مقابل بلایای طبیعی را تا چه حد افزایش می‌دهد؟

افزایش جمعیت به ویژه در پهنه‌های شهری خطرناک(مانند تهران، کرج، مشهد و تبریز) مستقیما به افزایش آسیب‌پذیری در ٢٥ سال اخیر انجامیده است. همین چهار شهر مهم و پر جمعیت یاد شده، حدود ٢١ میلیون نفر(٢٥ درصد) از جمعیت ایران را در خود جای داده‌اند. هیچ کدام هنوز سامانه هشدار پیش هنگام زلزله ندارند. مساله فرونشست زمین تقریبا در تمامی آنها وجود دارد.

بی‌توجهی به استفاده سنجیده ازمنابع آب و توسعه بی‌رویه اشتغال و کشاورزی و حفر چاه‌های مجاز(و البته غیرمجاز) و احداثسد‌های متعدد، دریاچه مهمی مانند دریاچه ارومیه را در حدود ١٧ سال اخیر به تدریج خشک کرده است. مخاطرات طبیعی در این زمینه متاسفانه بر هم اثر مهمی می‌گذارند و افزایش جمعیت در معرض آسیب و توسعه مکان‌های آسیب‌پذیر متاسفانه به آسیب‌پذیری بیشتر در سایر زمینه‌ها هم می‌انجامد.

مثلا فرونشست زمین حدود سالی ٣٠ سانتیمتر در دشت جنوب غربی تهران(یعنی هر سه سال حدود یک متر فرونشست زمین!) موجب افزایش آسیب‌پذیری ساختمان‌های آن نواحی در‌مقابل رخداد زمین‌لرزه طبیعی بعدی هم خواهد شد(گرچه هنوز شاهد مستقیمی در دسترس نیست که چنین فرونشستی را مستقیما در تحریک رخداد یک زمین لرزه شدید بعدی موثر بداند).

با وضعیتی که از زلزله خیزی ایران متصور هستیم، آیا کاهش خطر آسیب‌پذیری مناطق زلزله خیز و در معرض بلایای طبیعی کشور امکان‌پذیر است؟ به خصوص در بافت روستایی و فرسوده که جمعیت قابل توجهی را در خود جای داده و عمده جمعیت ساکن هم در سطوح کمتر برخوردار اقتصادی قرار دارند و امکان بازسازی و نوسازی محل سکونت خود را به صفر نزدیک می‌کنند؟

هیچگاه آسیب‌پذیری به صفر نمی‌رسد ولی می‌تواند کاملا کنترل شود وحتی در سوانح بسیار شدید و نادر کاملا محدود شود(مانند زلزله ١١ مارس ٢٠١١ ژاپن - ٢٠ اسفند ١٣٨٩ - که کشور ژاپن توانست به خوبی از تبعات این فاجعه طبیعی سربلند بیرون بیاید). اگر سرمایه‌گذاری در راستای افزایش تاب‌آوری فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی جامعه در شهر و روستاهای ایران هدایت شود، مسلم است که آسیب‌پذیری بسیار محدود خواهد شد.

آیا در میان اعضای متعهد به کنفرانس سندای، کشوری با شرایط مشابه ایران وجود داشته که بتواند با تعهد سپاری و اجرای تعهدات، آسیب‌پذیری خود را کاهش دهد؟

بله، همان طور که گفتم، کشور ترکیه به ویژه در سال‌های ٢٠٠٣ تا ٢٠١۴ توسعه بسیار جالبی در این زمینه یافته و کاملاخود را با ریتم توسعه و پیشرفت بین‌المللی در بالاترین سطح تخصصی هماهنگ کرده است.

فایده کنفرانس سندای را چگونه ارزیابی می‌کنید و با توجه به غیرقابل پیش‌بینی بودن زلزله، کنفرانس سندای، در صورتی که ایران به تعهدات خود عمل کند، چه تاثیری در کاهش آسیب‌پذیری ایران در مقابل بلایای طبیعی خواهد داشت؟

فایده این کنفرانس جمع‌بندی و به اشتراک گذاردن تجربه بشری در زمینه کاهش ریسک سوانح و یکپارچه کردن این تلاش‌ها و تبادل تجربیات در قالب یک گردهمایی و سپس تدوین و انتشار یک برنامه بین‌المللی برای دهه بعدی(٢٠٢٥ - ٢٠١٥) است. اینکه ما چقدر از این جریان بین‌المللی زیرنظر سازمان ملل متحد بهره می‌بریم، به همت و تلاش خودمان و توجه مدیران مربوطه دارد.

طی هشت سال گذشته تحمیل تحریم‌های اقتصادی بر کشور مانع از دستیابی به تجهیزات جدید و پیشرفته برای پیش‌بینی و رصد درصد ریسک‌پذیری مناطق در‌معرض بلایای طبیعی شده است. آیا کنفرانس سندای می‌تواند فراهم‌کننده زمینه همکاری کشورها با ایران درجهت تبادل تجهیزات به‌روز باشد؟

بله، معمولا در زمینه سوانح طبیعی، ملاحظات بشر دوستانه در نظر گرفته می‌شود و «اگر خودمان تلاش بین‌المللی مناسبی انجام دهیم» امکان توسعه این زیرساخت‌ها و به روزکردن آنها وجود دارد. گرچه که تحریم‌ها هم از نظر اقتصادی به ما فشار وارد کرده و هم دسترسی‌های ما را محدود کرده است.

بزرگ‌ترین مشکل کشور، ضعف آموزش در مواجهه با بلایای طبیعی و مقابله با خسارات و آسیب‌های وارده است. آیا در کنفرانس سندای دستورالعمل خاصی برای ارتقای سطح آموزش و آگاهی نیروهای مرتبط – هلال احمر، مدیریت بحران – ارایه می‌شود و این دستورالعمل‌ها تا چه برای کشور کارایی دارد؟

بله. این موضوع، هم در برنامه عملیاتی هیوگو در دهه گذشته یکی از اولویت‌ها بود و هم در پیش‌نویسی که برای چارچوب جدید(هیوگو - ٢) تهیه شده به صورت یکی از اولویت‌های اصلی دیده شده است. اتفاقا کشور ما در این زمینه عملکرد به نسبه موفق‌تری(نسبت به سایر زمینه‌ها) داشته است.

شما به عنوان نماینده ایران در این کنفرانس حضور دارید. با توجه به اینکه نهادهای دولتی و غیر دولتی همچون جمعیت هلال احمر و سازمان مدیریت بحران، در زمان وقوع بلایای طبیعی وظیفه عملیاتی دارند، آیا در بازگشت، برای این نهادها گزارش خواهید داشت؟ آیا این نهادها از گزارش و اطلاعات و هشدارهای شما استقبال خواهند کرد؟

کاملا آمادگی چنین ارایه گزارش‌هایی وجود دارد و اتفاقا پیشنهاد می‌کنم تا با حمایت سازمان بحران کشور و سایر سازمان‌های مسوول و پژوهشگاه‌ها(مانند پژوهشگاه زلزله) و مراکز پژوهشی(مانند مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی) سمینارهای آموزشی و کارگاه تخصصی در این زمینه برگزار شود. شخصا نیز برای پیگیری چنین امری داوطلب خواهم بود.

روابطی که در اثنای برگزاری کنفرانس سندای ایجاد می‌شود تا چه حد برای کاهش آسیب‌پذیری کشور در مقابل بلایای طبیعی موثر خواهد بود؟

حتما مهم است ولی توجه کنید که سایر کشورها وظیفه کاهش ریسک در کشور ما را ندارند! این یک امکان و برنامه بین‌المللی است. کشور ما یکی از اعضای این برنامه است. حال اگر کشور به نسبه ضعیف‌تری از نظر اقتصادی(مانند بنگلادش) از دستاوردهای این برنامه بیش از ما استفاده کرد، این مشکل بنگلادش نیست، تلاش خود ما باید با توجه به نیازها و ظرفیت‌های کشورمان تنظیم شود. ما کار انجام نشده فراوان داریم ولی دیگران مسوولیت یا تعهدی برای انجام کارهای انجام نشده ما ندارند!

اگر بخواهید از تهران و بلایای طبیعی که پایتخت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی کشور را تهدید می‌کند تصویری بدهید، این تصویر چه مختصاتی خواهد داشت؟ ساده‌تر آنکه، چه آینده‌ای در انتظار پایتخت‌ نشینان است؟

به طور مختصر می‌توان گفت تهران یکی از شش شهر اول در دنیاست که در معرض بیشترین ریسک زلزله است. تمرکز جمعیت در پهنه گسل‌های فعال در محدوده کلانشهر تهران در سال ١٣٩٣ به حدود سه میلیون و ١٠٠ هزار نفر در شمال و جنوب شهر تهران رسید(این تعداد تمرکز جمعیت شهری روی پهنه گسل فعال احتمالا بالاترین تعداد در دنیاست!).

با در نظر گرفتن جمعیتی که در بافت فرسوده در دو کلانشهر تهران و کرج زندگی می‌کنند و با لحاظ کردن بافت‌های حاشیه‌نشین(آسیب‌پذیر که با ساخت مجتمع‌هایی مانند پروژه مسکن مهر به تعداد آنها افزوده هم می‌شود) و جمع آن با جمعیتی که مستقیما در پهنه گسل‌های فعال ساکن هستند، حدود ١٠ میلیون و ٥٠٠ هزار نفر از جمعیت حدود ٥ / ١۶ میلیونی این دو استان در معرض ریسک بالای زلزله زندگی می‌کنند.