به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مسعود کیمیایی کارگردان سینما در گفت و گو با روزنامه شرق گفته بود: «فروغ فرخ زاد در حادثه رانندگی سرش به جدول می خورد و کشته می شود. باید فردا برویم از پزشکی قانونی جنازه اش را تحویل بگیریم و تشییع کنیم. اتومبیل خواهرم را می گیرم. ۱۹ساله ام. تصدیق رانندگی ندارم. همه سوار می شوند. «محمدعلی سپانلو»، «مهرداد صمدی»، «اسماعیل نوری علا» و «احمدرضا احمدی». راه می افتیم به سمت پزشکی قانونی. جنازه را با آمبولانس حمل می کنند. تند می رود. همه جا می مانند. جا مانده ها می روند ظهیرالدوله. ما به دنبال آمبولانس می پیچیم زرگنده، آنجا یک غسالخانه هست. مردی از غسالخانه بیرون می آید. می گوید: غسال زن نداریم. باید به مرحوم محرم شوید. خطبه ای خوانده می شود. دونفر از ما به فروغ محرم می شویم. می شویم برادران او. روی او آب می ریزیم.»
این صحبت های کیمیایی با اظهار نظرهای مختلفی از سوی اهالی فرهنگ و هنر مواجه شده است. محمدعلی سپانلو که در این روایت از او نام برده شده، در گفت و گو با خبر آنلاین می گوید: «ین روایت واقعیت ندارد. اصلا چنین اتفاقی نیفتاده است. آن روزها آقای کیمیایی هنوز فیلمی نساخته بودند و اصلا سرشناس نبودند که بخواهند در چنین موقعیتی قرار بگیرند.»
سپانلو همچنین درباره بخش دیگری از صحبت های کیمیایی در خصوص پیشنهاد این شاعر و دوستان نویسنده دیگرش در کانون نویسندگان ایران، به او مبنی بر رفتن به تلویزیون گفت که این ماجرا برعکس بوده است.
کیمیایی در مصاحبه خود با شرق در مورد این ماجرا این گونه می گوید: «یک شب در «کانون نویسندگان» با گروهی از نویسندگان بودیم. احمد شاملو، باقر پرهام، محسن یلفانی، محمدعلی سپانلو، غلامحسین ساعدی و خیلی های دیگر بودند به من گفتند که باید به تلویزیون بروی. گفتند تو به آنجا برو. ما هم به اداره نگارش می رویم.»
اما سپانلو می گوید: «واقعیت این است که یک شب کیمیایی به کانون نویسندگان ایران آمد و از طرف قطب زاده به ما پیشنهاد کار در تلویزیون را داد. البته کانون نویسندگان آن پیشنهاد را قبول نکرد و حتی در بیانیه ای که در روزنامه ها هم منتشر شد، اعلام کرد که به این همکاری تن نمی دهد. من در کتابی که درباره کانون نویسندگان نوشته ام و متاسفانه در ایران اجازه چاپ پیدا نمی کند، آن بیانیه و روزنامه را آورده ام.»
۵۷۲۴۴