حامد مظفری:در طی این چهار سالی که از مسافرت بهرام بیضایی به ایالات متحده و تدریس در دانشگاه استنفورد می گذرد تقریبا هر سه تا چهار ماه یک بار خبری شنیده می شود مبنی بر بازگشت او به ایران و ساخت فیلمی تازه در داخل کشور اما جالب اینجاست که همه این اخبار نهایتا در بازه زمانی یک هفته ای تاریخ مصرف دارند و در نهایت نه بیضایی به ایران بازمی گردد و نه فیلمنامه ای از او مجوز ساخت می گیرد.
چند روز قبل خبری منتشر شد مبنی بر ساخت فیلمنامه «مقصد» به کارگردانی بیضایی و به تهیه کنندگی سعید ملکان. آن طور که در خبرها آمده فیلمنامه این کار برای دریافت پروانه ساخت به اداره نظارت ارائه شده و بناست در صورت دریافت مجوز، با همکاری فارابی تولید شود. درست یک روز بعد از انتشار خبر، خبری دیگر مبنی بر کارگردانی این فیلم توسط محسن قرایی منتشر شد. اخباری که هیچ کدام از آنها نه از کانال رسمی که بیشتر براساس شنیده ها مطرح شدند. هنور اداره ارزشیابی ارشاد در برابر این خیر واکنشی نشان نداده و اینکه چقدر امکان دارد «مقصد» به تولید برسد معلوم نیست اما این را می دانیم که این پروژه جاده ای مربوط به امروز و دیروز نیست و دقیقا از حدودا اوایل دهه هفتاد و به هنگام حضور میرسلیم در وزارت ارشاد بیضایی قصد ساخت آن را داشت اما هربار به دلایلی که اصلی ترین آنها تعابیر فرامتنی اثر بود جلوی ساخت آن گرفته شد.
رییس سابق اداره نظارت: پروانه ساخت را پاییز ۸۸ صادر کردیم
آخرین بار حدودا پنج سال قبل بود که در زمان حضور علیرضا سجادپور در اداره نظارت و ارزشیابی پروانه ساخت این فیلم به تهیه کنندگی مهدی کریمی که عید امسال فیلم «چ» را روی پرده داشت صادر شد و تا مرحله پیش تولید هم کار پیش رفت اما به ناگاه متوقف ماند. برای آگاهی از دلایل این توقف و روشن شدن اینکه چرا چنین پروژه ای در این دو دهه مرتب کارش گره خورده بد ندیدیم با آدمهایی که در سال ۸۸ و اندکی بعد از رخدادهای انتخاباتی مستقیم یا غیرمستقیم درگیر این پروژه بودند گپی بزنیم.
نخست به سراغ علیرضا سجادپور رییس اداره نظارت آن دوره رفتیم و از او درباره دلایل عدم تولید «مقصد» پرسیدیم. سجادپور با بیان اینکه پروانه ساخت این کار را شخصا صادر کرده می گوید: «فیلمنامه " مقصد " جزو نخستین کارهایی بود که با شروع مجدد جلسات اداره نظارت و ارزشیابی پروانه ساخت گرفت. دقیقا پاییز ۸۸ بود که پروانه ساخت را به نام مهدی کریمی صادر کردیم و قرار بود فارابی هم در تولید فیلم کمک کند اما در نهایت نمی دانم که چرا فیلم تولید نشد.»
وقتی از سجادپور می پرسیم که گویا به دلیل ممیزیهای وارده به فیلمنامه کار به سرانجام رسیده وی می گوید: «اتفاقا پروانه ساخت بدون ممیزی صادر شد و اصلا هم بنا به حذف نمایی از آن نبود و حمایت فارابی هم می توانست مانع بسیاری از مشکلات شود و پروژه در مسیر تولید در فارابی بود که بلاتکلیف ماند.»
سجادپور درباره دید مدیرتی آن زمان نسبت به این پروژه به اظهار می دارد: «این فیلمنامه بهترین کار بیضایی نبود اما کار قابل قبولی بود که می شد با مشارکت دولت آن را ساخت.»
رییس سابق بنیاد فارابی: معاونت فرهنگی وقت تشخیص داد «اشغال» ساخته شود
اینکه سجادپور تلویحا به نقش بنیاد فارابی در محقق نشدن تولید «مقصد» اشاره می کند ما را به سمت احمد میرعلایی مدیر آن زمان بنیاد فارابی می برد که درباره چرایی عدم مشارکت فارابی در تولید این فیلم بپرسیم. میرعلایی که این روزها علاقه چندانی به مصاحبه ندارد وقتی اصرار ما را برای آگاهی از چند و چون اتفاقات مرتبط با این فیلمنامه می بیند می گوید: «یکی از فیملنامه های ایشان که احتمالا همین " مقصد " بود در آن زمان به معاونت فرهنگی فارابی ارائه شده و همکاران معاونت گفتند اگر بناست فیلمی از بیضایی ساخته شود بهتر است این فیلم " اشغال " باشد و برای همین " اشغال " بود که در دستور کار قرار گرفت. حتی قاسم قلی پور هم به عنوان رابط میان فارابی و بیضایی انتخاب شد تا شرایط تولید کار را فراهم کند اما مشغول به تدریس شدن بیضایی در خارج از ایران فرصت تولید این کار را گرفت.»
میرعلایی ادامه می دهد: «هیچ اصلاحیه ای به فیلمنامه " اشغال " وارد نشده بود و فقط چندین مشاور قرار شد که کنار ایشان باشند تا کار راحتتر به نتیجه برسد. من فیلمنامه این کار چند بار خواندم و انصافا هم فیلمنامه خوب و غنی ای بود. برآورد مالی برای این کار انجام نشده بود اما فارابی مشکل مالی هم برای تولید این کار نداشت و در نهایت اشتغال به تدریس بیضایی بود که باعثشد همکاری مان رقم نخورد.»
میرعلایی در پاسخ به چرایی جایگزینی «اشغال» به جای «مقصد» می گوید: «ترجیح بر این بود که اگر بناست با بیضایی همکاری صورت گیرد بر سر یک کار درست و حسابی باشد و طبیعی است که فیلمنامه " اشغال " جایگاهی به مراتب بالاتر داشت.»
احمد میرعلایی که این روزها در دفتر تولید فیلم خود ماهدفیلم مشغول به کار است با خوش بینی نسبت به فعالیت دوباره بیضایی در ایران اظهار می دارد: «بیضایی از جمله هنرمندانی است که سلایق اش در ایران است که تبلور می یابد. او از جمله هنرمندان ماست که ذره ذره نوشته هایش با عشق به ایران گره خورده و حالا هم اگر بیایند و " مقصد " را بسازند مایه خرسندی است.»
میرعلایی در پایان خاطرنشان می سازد: «البته سعید ملکان که الان خبر تهیه کنندگی اش برای " مقصد " به گوش می رسد به واسطه علاقمندی اش به بیضایی در آن زمان هم پیگیر این بود که بتواند تهیه کنندگی " اشغال " را برعهده گیرد.»
تهیه کننده سابق: معاونت فرهنگی وقت با «مقصد» مشکل داشت
کنار هم گذاشتن حرفهای مدیران سابق اداره نظارت و فارابی مشخص نمی کند که واقعا دلیل ساخته نشدن «مقصد» در آن دوره چه بود. شاید گفتگو با مهدی کریمی که در آن برهه زمانی تهیه کنندگی کار را برعهده داشت لااقل بخشی از حقایق را آشکار کند.
کریمی برای مستند حرف زدن از فایل شخصی اش، پروانه ساخت «مقصد» را بیرون کشیده و می گوید: «دقیقا ۲۹ مهرماه ۸۸ بود که پروانه ساخت را صادر کردند بدون اینکه حتی کلمه ای اصلاحیه اعمال شده باشد و برای همین ما خیلی سریع وارد فاز پیش تولید شدیم. در این مقطع برای جلب حمایت به سراغ فارابی رفتیم و به محض اینکه طرح موضوع کردیم آنها گفتند درباره " مقصد " طی این سالها همواره نکات فراوانی وجود داشته که باید حل شود. آنها از ما خواستند درباره این نکات یک بار دیگر با مسئولان اداره نظارت جلسه بگذاریم.»
مهدی کریمی در توصیف جلسه با اداره نظارت آن زمان می افزاید: «حذفیات زیادی را پیشنهاد دادند؛ از تغییر اسم شخصیتها گرفته تا تغییر برخی نماهای فیلم و وقتی این مسائل را با بیضایی در میان گذاشتم ایشان به صراحت گفت اگر بنا بود با سانسور این فیلم را بسازم ۱۶ سال قبل می ساختم.»
این تهیه کننده که قصد داشته فیلمنامه را بدون حذفیات بسازد ادامه می دهد: «من به صراحت به بیضایی گفتم حاضرم فیلمنامه را همان طور که شما می خواهی بسازم چون به هر حال پروانه ساخت داریم و بعد برای اکرانش بر سر پروانه نمایش چانه می زنیم اما بیضایی گفت در شرایطی نیستم که بخواهم به چنین طریقی فیلم بسازم.»
وقتی از کریمی می پرسیم در فارابی چه کسی بود که درباره این فیلمنامه موضع مثبت نداشت او می گوید: «معاونت فرهنگی فارابی و به ویژه شخص پژمان لشگری پور بود که می گفت فیلمنامه مشکل دارد. اینها یک سری برداشتهای فرامتنی از اثر داشتند که امکان تولید را فراهم نمی کرد و دقیقا برای همین بود که به بیضایی پیشنهاد دادند به جای " مقصد "، " اشغال " را بسازد اما جالب بود که بیضایی هم با هوشمندی تمام اوضاع را درک کرد و به من گفت وفتی پروژه ای کم هزینه مثل " مقصد " را اجازه کار نمی دهند و می گویند حرف و حدیثپشتش است طبیعی است که برای " اشغال " هم به جایی نمی رسم به خصوص که کار سنگین تر است و هزینه زیادی را هم می طلبد.»
" مقصد " و بیضایی از چه کسانی ضربه خوردند
مهدی کریمی که سابقه تولید آثاری مانند «آژانس شیشه ای» را در کارنامه دارد درباره احتمال محقق شدن تولید «مقصد» در شرایط جدید می گوید: «خدا نکند کسی حرفی نامربوط درباره کاری بزند و انگی را به فیلمنامه ای بچسباند در آن صورت دیگر جمع کردنش به این سادگیها نیست. " مقصد " و آدمی مثل بیضایی از کسانی ضربه خورد که هیچ گاه هزینه صحبتهایشان را پرداخت نمی کنند و با سلیقه های تنگ نظرانه و حرفهایی که می زنند کل کار را زیر سوال می برند.»
کریمی با بیان اینکه «مقصد» کاری جذاب و دیدنی است که اگر ساخته شود تاثیرگذار است اظهار می دارد: «خیلیهی فکر می کنند شرایط مدیران جدید بازتر از شرایط مدیران قبلی است اما متاسفانه مدیران قبلی همه حواس شان این است که دست مدیران جدید را ببندند. بزرگترین مانعی که باید از آن عبور کرد همین مدیران قبلی هستند. آنها با توجه به حرف و حدیثهایی که مطرح می کنند شراط را به سمت بسته شدن می برند. اگر جلوی این حرف و حدیثها گرفته شود امثال بیضایی هم می توانند کار کنند.»
وقت تلف کردن کافی است، الان وقت کار است
نکته ای که مهدی کریمی در انتهای گفته هایش می گوید کلیدواژه بسیاری از مشکلات امروز سینمای ماست. اینکه پیشکسوتانی مانند بیضایی هنوز برای ساختن یک فیلم با هزینه متوسط مثل «مقصد» هم با اما و اگر روبرویند به همین حرف و حدیثها بازمی گردد. مدیرانی سابق که به لحاظ سیاسی در تقابل با دولت فعلی قرار دارند از یک طرف و آنها که مدتهاست نام امثال بیضایی را با انگ زنی در لیست ممنوعه قرار داده اند از طرف دیگر هنوز که نه به دار است و نه به بار، حرف و حدیثهایشان را در تقابل با سازمان سینمایی در همراهی با بیضایی برای ساخت «مقصد» آغاز کرده اند.
بزرگانی چون بیضایی به مانند همه انسانهای دیگر میرا هستند و تا الان هم در جهت عدم استفاده از تواناییهای آنها به اندازه کافی زمان را از دست داده ایم پس وظیفه سازمان سینمایی است که بی توجه به حرف و حدیثها شرایط استفاده دوباره از این چهره ها را فراهم کند.
«مقصد» از چه می گوید؟
«مقصد» داستانی جاده ای دارد که کاراکترهای اصلی آن سه نفر هستند؛ یکی «انسی» که کاراکتر زن محوری فیلمنامه است و دو کاراکتر دیگر «میرعظیم» که برادرشوهر «انسی» است و دیگری کاراکتری بی نام که شغلش رانندگی است. ماجرای «مقصد» از مجلس ختم همسر «انسی» آغاز می شود؛ شوهر انسی مرده و وی به دستور برادرشوهر مجبور می شود سوار بر یک اتومبیل به همراه جسد شوهرش به سمت گورستان خانوادگی همسر که نقطه ای دورافتاده است برود. قرار است بعد از دفن شوهر، انسی هم در خانه ای کنار گورستان ساکن شود اما این تقدیری نیست که این زن از آن استقبال کند و دیری نمی گذرد که در برابر برادرشوهر می ایستد. بخش اصلی «مقصد» روایت سفر انسی، میرعظیم و راننده به سوی مقبره خانوادگی است؛ سفری پر از فراز و نشیب و دیالوگهایی شنیدنی.
جالب اینجاست که در جشنواره سی و دوم فیلم فجر فیلمی حضور داشت به نام «ناخواسته» که داستانش در کلیت شباهتهایی به «مقصد» داشت اما کارگردان این کار برزو نیک نژاد در گفتگو با هر گونه گرته برداری از فیلمنامه بیضایی را رد کرده بود.
*تیتر مطلب یکی از دیالوگ های شخصیت اصلی فیلمنامه «مقصد» است.

۵۷۵۷