دلواپسی تقریبا دارد در کشور مد می شود و خیلی ها برای اینکه بهتر دیده شوند، یکدفعه دلواپس می شوند؛ به هر حال این هم یک روشی است برای خودش! دیروز یک خبرگزاری، خبری اختصاصی را منتشر کرد که حاوی دلواپسی نویسندگانی بود که یکباره به فکر نجات «بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان» افتاده بودند! بنیاد ادبیات داستانی محصول دولت دوم دکتر احمدی نژاد است که مثل خیلی دیگر از مراکزی که در هشت سال گذشته تاسیس شد، مرکزی است که به اسم خصوصی که بخش جالب توجهی از بیت المال را از آن خود می کند و در ادامه هم کارهای خودش را انجام می دهد… با اساس بنیاد و عملکرد دو و نیم ساله اش اصلا کاری نداریم که «آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است؟!»
اما در نامه دلواپسان عزیز چند نکته نهفته است:
اول:
دوستان نویسنده امضا کننده این نامه که اغلب کتابهایشان توسط همین بنیاد منتشر شده، عنوان کرده اند که وزارت ارشاد ما را به حال خود رها کند و بگذارد خصوصی باشیم! و تمام فعالیت های داستانی از وزارت ارشاد به بنیاد واگذار شود… این حرف همانقدر خنده دار است که واگذاری استقلال و پرسپولیس به مردم! دوستان دلواپس البته در دولت قبل یادشان نبوده که باید این امور به بنیاد واگذار شود و حالا یادشان افتاده که باید واگذاری صورت بگیرد و برای مجموعه ای که حتی برای اجاره دفتر هم مشکل دارد و از سال گذشته تا امروز چند بار پلمب شده و کلی آبروریزی فرهنگی به بار آورده و به کمک رسانه ها دوباره به فعالیتش ادامه داده، طبل استقلال می نوازند؛ آنهم وقتی که پول اجاره ساختمان را هم باید دولت بدهد! در واقع آنها می گویند: دولت عزیز پول بده اما کاری به کار ما نداشته باش!
دوم:
اصولا ژن دلواپسی در این کشور، متولد سال ۹۳ است و در بیانات و افاضات این موجودات عجیب، دائم هشدارهایی داده می شود که قبلا هم بوده اما گویا حالا وقت حسابرسی آنها رسیده است! در همین نامه نویسندگان بنیادی(آنها که در بنیاد کتاب چاپ کرده اند و خب پولش را هم گرفتند که تقریبا ۸۰ درصد ۳۵ نفر امضاکننده هستند) به رئیس جمهور از وضعیت ناگوار ادبیات داستانی و جراحت وارده بر پیکر آن در صورت تلفیق شعر به این بنیاد سخن رفته و… ببخشید تاوان بی عرضگی و بی برنامه گی همه دولتهای قبل را دولت یازدهم باید بپردازد؟ وضعیت وخیم فرهنگی که محصول کم خردی مدیران هشت سال گذشته است، باید در یکسال ابتدایی دولت یازدهم حل بشود؟ وضعیت بد نویسندگان و ادبیات محصول کدام دولت است؟ ایا در آن دولت نمی شد از دلواپسی، نامه نوشت؟ دوستان نویسنده فکر نمی کنند با این نامه نگاری ها، به نوعی دارند خط تضعیف فرهنگی دولت را تقویت می کنند؟ یا به شکلی، در فضای غبارآلود خبرسازی علیه بخش فرهنگی دولت، دنبال باجگیری صنفی باشند؟ در چنین وضعیتی، کمک هم می خواهند؟!
سوم:
دوستان نویسنده دلواپس نامه خود را به رئیس جمهور نوشته اند! گویی وزیر ارشاد برای اقدام لازم و مقتضی مد نظر آنها، کم است! اشکالی ندارد اما آیا آن روزهایی که همین بنیاد با مشکل جا و پلمب و شکایت شهرداری مواجه شد هم برای احمدی نژاد نامه نوشتند؟ ایا برای لیست مشکلاتی که الان یادشان افتاده، حتی یکبار با صدای بلند مصاحبه کردند؟!
چهارم:
نرگس آبیار از امضای نامه اظهار بی اطلاعی می کند و تنها می گوید برایم پیامکی ارسال شد که هنوز جوابش را ندادم اما نام مرا در لیست نوشته اند! محمدکاظم مزینانی هم از ارسال نامه برای رئیس جمهور بی اطلاع است و… باقی نویسندگان امضا کننده هم که جمعشان به عدد ۳۵ نمی رسد بعید نیست از داستان باخبر نباشند و… به نشر شما جالب نیست که برای نامه به رئیس جمهور از شیوه مترقی و حرفه ای پیامک استفاده شده؟ آنوقت از مجموع هزاران نویسنده کشور به عدد ۳۵ رسیده اند؟
۶۰۶۰