به گزارش ملت ایران به نقل از مهر، جمعی از صاحب نظران و اندیشمندان اجتماعی، معتقدند میزان پیشرفت هر کشور و توسعه یافتگی مردمش را می توان در حد و اندازه و سرانه مطالعه مردمان آن کشور جستجو کرد. این دیدگاه و نظریه، مقبول و معقول به نظر می آید؛ چون مطالعه را می توان یکی از عوامل مهم توسعه یافتگی ذهن افراد و در دیدگاهی بزرگ تر، توسعه یافتگی جامعه که مجموعه ای از فردها و افراد است، دانست.

ممکن است بسیاری از مسافرانی که به چین سفر می کنند، تحت تاثیر سازه های عظیم و ساختار منظم آن قرار بگیرند و در نتیجه این کشور را در یک نظر، توسعه یافته به معنی مصطلح امروز آن تلقی کنند. اما حقیقت این است که چین با وجود اینکه از بسیاری از کشورهای جهان پیش افتاده است، هنوز در مسیر توسعه قرار دارد. البته چینی ها هم اعتراضی به این حرف ندارند؛ چون سر به پایین داشته و بدون هیچ ادعایی مشغول کار هستند. اگر ایران را، جهان سوم و کشوری چون آمریکا را در جایگاه توسعه یافته و جهان اول، برای چین می توان اصطلاحا جایگاهی به نام جهان دوم متصور شد.

مطالب ذکر شده تا به اینجا، کوچک پنداشتن جایگاه فعلی چین نیست و هدف، تنها ترسیم جایگاه واقعی کشوری است که در حال حاضر یکی از پرمراوده ترین کشورها با کشورمان است، اما مسیر توسعه را تا به اینجای کار، با گام هایی بسیار بلندتر طی کرده است. پای صحبت برخی از ایرانیان مقیم چین که می نشینیم، شهرهایی را نام می برند که تا ۱۰ سال پیش یک دستگاه اتومبیل هم در آن ها نبوده و فقط اتوبوس و چرخ های کوچک حمل مسافر در آنها تردد می کرده است، اما امروز ده ها کارخانه تولید خودرو در آنها فعالیت دارند.

هدف از این مقدمه چینی و اشاره به مسائل اقتصادی، البته رساندن بحثبه بحثتوسعه فرهنگ مطالعه در کشور چین است، ولی اشاره به این گونه مسائل، همان طور که بدیهی است، ارتباط زیادی با توسعه فرهنگی دارد. توسعه در چین از ۱۵ تا ۲۰ سال پیش، سرعت زیادی به خود گرفته است. این موضوع به ویژه با رسیدن به سال ۲۰۰۸ و مهیا شدن چین برای برپایی مسابقات المپیک پکن، شتاب بسیار زیادی به خود گرفت. به این ترتیب، مردم چین در زمینه های زیادی از جمله رعایت جوانب اخلاق اجتماعی، مورد آموزش قرار گرفتند. نمونه بارز این آموزش ها، آموزش چگونگی روبرو شدن و لبخند زدن به توریست ها و مخاطبان خارجی بوده است!

پکن، پایتخت فرهنگی چین است و اگر علاقه مند یا گردشگری خواستار دیدن مظاهر رشد و توسعه اقتصادی چین باشد، باید به شانگهای سفر کند. بسیاری از آثار باستانی و فرهنگی چین در پکن قرار دارد. البته نباید از دیگر شهرها و مناطق این کشور اسرار آمیز غافل ماند، اما برای بررسی توسعه فرهنگی چین، پکن را به عنوان جامعه نمونه برای بررسی انتخاب کردیم.

چینی ها یا بهتر بگوییم پکنی های امروزی، ولع فراوانی نسبت به مطالعه کتاب دارند. قبل از رفتن به میان مردم بهتر است در ادامه مسیر توسعه چین، به کتابفروشی های پکن بپردازیم، اما قبل از این کار، بد نیست به یک اخلاق مهم که همراه با مظاهر توسعه به چپن آمده، اشاره ای داشته باشیم: «اخلاق مشتری مداری».

چند سال می شود که چینی ها به مشتری مداری واقعی روی آورده اند. بنابراین مشتری و ارباب رجوع می تواند با ورود به مثلا نمایندگی فروش محصولات اَپل از آخرین مدل محصولات این شرکت استفاده کند و در صورت تمایل آن را خریداری کند. به عنوان مثال استفاده از محصول تازه واردی چون گوشی آیفون ۵ برای فردی که قدم در نمایندگی اپل گذاشته بلامانع است که البته این تمایل به استفاده، ظرف چند دقیقه به تمایل و در نهایت به خرید آن محصول منجر می شود. در این میان نباید تاثیر لبخندهایی را که فروشندگان چینی یاد گرفته اند به لب داشته باشند، از نظر دور داشت.

حالا در کتابفروشی ها هم می توان این الگو را دید. همه جای دنیا از جمله در کشور خودمان، می توان کتاب های کپی و افست چاپ شده را در بازارهای غیر اصلی پیدا کرد، اما متقاضیان خرید کتاب های اصیل و نجیب هم کم نیستند که حاضرند برای خرید یک رمان ۱۰۰ تا ۲۰۰ صفحه ای حدود ۳۰ دلار خرج کنند. بنابراین طبق همان الگویی که کتاب را هم مانند آیفون پنج ۹۰۰ دلاری، یک محصول می داند، مشتری باید به کتابی که می بیند یا به دنبالش آمده، دل ببندد تا آن را بخرد. پس برداشتن و خواندن کتاب به مدت زیاد در کتابفروشی ها آزاد است. برخی از شهروندان پکنی حتی با خود صندلی های تاشوی کوچکی به کتابفروشی ها آورده و مشغول خواندن کتابی می شوند که آن را از قفسه برداشته اند.

به چند کتابفروشی بزرگ در پکن سر زده ایم، ولی برای نمونه از کتابفروشی بزرگ «وانگ فو جین» یاد می کنیم که ابتدای یک خیابان بزرگ برای پیاده روی قرار دارد و محل رفت و آمد بسیاری از توریست ها و جهان گردهاست. این کتابفروشی، مرکزی چند طبقه است که همه طبقاتش برای فروش کتاب در نظر گرفته شده اند. جالب است که در ورودی طبقه همکف آن هم کتاب های مربوط به «مائو زدونگ» موسس جمهوری خلق چین روی پیشخوان و ویترین هستند. کتابی هم که چندی پیش درباره استیو جابز منتشر شده و در کشورمان ترجمه های مختلفی از آن عرضه شد، به تعداد زیاد قابل مشاهده است.

هر طبقه از این مرکز به موضوعات مختلف اختصاص دارد. در کتابفروشی های دیگر هم این تقسیم بندی رعایت می شود. در پکن کتابفروشی کوچک یا متوسط دیده نمی شود. کتابفروشی ها مراکز بزرگی هستند که بخش عظیمی از آنها به محصولات پرزرق و برق، بخش کودکان و لوازم التحریر اختصاص یافته است. البته این بدان معنا نیست که بخش های مربوط به عرضه کتاب کوچک ترند، بلکه منظور ایجاد بخشی از جذابیت به مدد محصولاتی غیر از کتاب است.

ممکن است علاقه مندان به آثار روز دنیا کنجکاو باشند تا مقایسه ای بین ایران و چین در زمینه ترجمه و ارائه آثار نویسندگان معتبر در کتابفروشی ها داشته باشند. در این زمینه تفاوت چندانی بین دو کشور وجود ندارد و رمان های روز دنیا در دو کشور عرضه می شود. مثلاً رمانی چون «همسر ببر» که هم علی قانع و هم خجسته کیهان آن را ترجمه کرده اند، با اختلاف زمانی کم، در ایران و چین عرضه می شود. یک نکته دیگر که در کتابفروشی بزرگی چون وانگ فو جین جلب توجه می کند، فروش رمان هایی است که فیلم سینمایی شان امسال یا چند سال پیش ساخته شده است. مثلا «زندگی پای» که امسال در مراسم اسکار حضور داشت یا «هابیت» رمان هایی هستند که کاملا در معرض دید و روبروی پله برقی منتهی به طبقه دوم این فروشگاه قرار دارند.

اگر بخواهیم مقایسه ای کوتاه و گذرا درباره فروشگاه های کتابفروشی در ایران و چین، این دو کشور در حال توسعه داشته باشیم، ابتدا باید بگوییم که چین با وجود چنین کتابفروشی هایی از برگزاری نمایشگاه کتابی مانند نمایشگاه کتاب تهران بی نیاز است. فروشگاه بزرگی به نام باغ کتاب و فروشگاه های زنجیره ای شهر کتاب در ایران هم می توانند چنین امکانی را فراهم کنند.

اما نکته مهمی که باید در این قسمت از نوشتار به آن اشاره کرد، جا افتادن فرهنگ مطالعه در میان مردم کشور چین است. البته این موضوع اکثریت ندارد و جمع زیادی از مردم چین هم هستند که حداقل در اماکن عمومی مطالعه نمی کنند، اما فرهنگ جاری و موجود در زمینه مطالعه در شهرهای بزرگ و توسعه یافته چین مانند پکن، به دلیل احساس نیاز خود مردم این کشور به مطالعه جا افتاده است. بعد از کتابفروشی ها، بیشترین جایی که می توان مردم اهل مطالعه چینی را در آن دید، ایستگاه های مترو و واگن های در حال حرکت است. مطالعه با موبایل و تبلت، امروزه به شدت در چین طرفدار دارد. البته به طور تخمینی می توان از بین حدود ۱۰ تا ۱۲ نفر اهل مطالعه در مترو، ۲ نفر را هم دید که مشغول مطالعه با نسخه های مکتوب هستند.

طبق یکی از آخرین آمارگیری ها درباره سرانه مطالعه در کشورهای جهان، مردم چین در هفته ۸ ساعت کتاب می خوانند. با این اوصاف اگر بخواهیم مقایسه دیگری، این بار بین چگونگی حرکت منحنی مطالعه در ایران و چین داشته باشیم، بدون شک چین از ایران جلوتر است و سرعت بیشتری دارد. چون مطالعه مردمش از یک نیاز درونی سرچشمه گرفته و جوشیده است. این موضوع به توسعه طلبی و برنامه ریزی چینی ها ارتباط دارد و هیچ عاملی نمی تواند به اندازه آن نیاز درونی و حس توسعه طلبی در این عرضه پیش برنده باشد. البته حس توسعه طلبی را نباید با تمامیت خواهی یا روحیات استعمارگونه خلط کرد؛ بلکه صحبت اصلی در این زمینه به سختکوشی مربوط است. بی ادعایی چینی ها حین تلاش سخت و جدی، مثال زدنی است. شاید بهتر باشد از مردمان کشور دوست خود یاد بگیریم که از میزان ادعا و بالیدن به گذشته کم کرده و زمان حال را درمی یابند. یعنی به جای نظر داشتن به گذشته، آینده را مورد توجه قرار بدهیم.