سالنامه روزنامه شرق سراغ مریم پاکزاد، شهردار ۳۲ ساله لولمان رفته است؛

اول دی ماه ۹۲
ساعت نه و نیم شب به لاهیجان می رسم و دنبال تاکسی مطمئنی که مرا به هتلم در خارج از شهر برساند. راننده آژانس عاقله مردی ست که به نظرم بیشتر از ۶۰ سال دارد. فاصله تا هتل کوتاه است و از ترس اینکه زمان را برای گفتگو از دست ندهم می روم سر اصل مطلب: " شنیده اید که یک زن شهردار لولمان شده؟ " نگاهش با رندی و تبسم آمیخته می شود: " لولمان که شهر نیست خانوم. لولمان هنوز روستاست مگر وقتی از رشت میامدید تابلوی لولمان را ندیدید؟ "
فردا صبح زود که به لولمان رسیدم متوجه کنایه راننده شدم. لولمان، یک خیابان اصلی دارد که همان جاده مواصلاتی رشت - لاهیجان است. دو سوی این جاده شش روستای کوچک به هم پیوسته اند و از سال ۸۸ تبدیل به شهر شده اند. مجموع جمعیت این منطقه ده هزار نفر است که جزو روستا - شهر طبقه بندی می شوند.(شهرهای با جمعیت ۵-۱۰ هزار نفر را روستا - شهر می نامند)
قرار است درباره شهردار زن این منطقه(و نه مشکلات مردم و منطقه لولمان) گزارشی بنویسم. ساعت ۸ صبح به ساختمان شهرداری لولمان می رسم که هنوزشهردار و مراجعین نیامده اند.
" مریم پاکزاد " از اوایل آذر ماه انتخاب شده و در دی ماه که من در لولمان هستم یک ماه از شهردار شدنش می گذرد. یک خانم منشی که هر روز از رشت می آید همه کارهای اداری اینجا را انجام می دهد و تنها کارمند دفتری شهرداری است. حواسش کاملا متوجه کار است و بودن من در محل کارش در اول وقت اداری تعجبش را برنمی انگیزد. به جز منشی، یک ناظر فنی هم مدتی است به شهرداری اضافه شده که از خلال گفتگوهای تلفنی منشی می فهمم امروز جلسه دارد و تا ساعت یازده نمی آید. ساختمان شهرداری لولمان حدودا ۲۵۰ متر است و با هشت پله از سطح زمین جدا شده و سه اتاق دارد. مراجعین در همان قسمت ورودی یا هال ساختمان روی یکی از ۶ صندلی می نشینند و با منشی صحبت می کنند. از پنجره ساختمان حیاط همسایه کناری و درختهای پرتقالش کاملا در مسیر چشمان بیننده است. چند مرغ و خروس در راه باریکی که از جاده اصلی رشت - لاهیجان منشعب می شود و به ساختمان شهرداری می رسد می لولند و سگی ولگرد از نهر مجاور ساختمان آب می خورد. آسمان درخشان است و هوا پاک.
اولین مراجعه کننده شهردار، ساعت یک به ربع به ۹ به سختی از پله ها بالا می آید. لهجه غلیظ گیلکی اش را منشی بعدا برایم ترجمه می کند. درخواستش نصب یک تیر چراغ برق سر کوچه شهید خرمی است که اداره برق گفته تا زمانی که شهرداری درختها را هرس نکند نصب نمی شود و حالا برای چندمین بار مراجعه کرده. منشی قول همکاری می دهد و برای رضایت مرد که سماجت عجیبی دارد تلفنی هم به جایی می زند.
مراجعه کننده بعدی پروانه ساخت لازم دارد و مدارکش کافی نیست. می رود که اماده کند و برگردد. یک نفر دیگر هم تقاضای چاه آب دارد. باید صبر کند تا شهردار بیاید و امضا کند.
دستگاه اسپیلت کار نمی کند و ساختمان سرد است. شهردار تلفنی از منشی می پرسد من آمده ام یا نه؟ و توضیح می دهد که در راه است.
ساعت یکربع به ده " مریم پاکزاد " می رسد. دختری که پاییز گذشته ۳۲ ساله شده است. مانتو، شلوار، مقنعه و چادرش سیاه است و بعدا می فهمم که در عزای خواهر جوانش سیاه پوشیده. انگشتر، دستبند و ساعت ندارد و برای چک کردن زمان به موبایلش نگاه می کند. یکی دو ماه است شهردار لولمان شده و قبلا سه سال دهیار " لاکان " بوده است.
به محض ورود به منشی می گوید: " امروز معاون وزیر نیرو آمده گیلان و من از آقای کوچکی نژاد((((نماینده رشت در مجلس) خواهش کرده ام هر جور شده حتی برای ۵ دقیقه او را در لولمان نگه دارند تا وضعیت آب منطقه را ببیند. سریع به آقای مهدی پور(نظافتچی) بگو اینجا را تمیز کند. "
و رو به من می گوید: " از صبح بیمه بودم دنبال کارهای اداری بچه های اینجا و بعد هم دنبال هماهنگی با بخشداری. "
تیغه وسط دو اتاق ۱۲ متری را برداشته و تبدیلش کرده اند به اتاق شهردار. یک میز چوبی یک و نیم متری و یک مانیتور، چند دفترچه یاداشت، یک قندان و بشقابی شیرینی تر همه آن چیزی است که روی میز او هستند. دو موبایل دارد. یکی " ال جی " و دیگری " اچ تی سی " که می گوید: " برای آنلاین بودن استفاده می کنم. " اهل شبکه های اجتماعی نیست و با سادگی می گوید: " هر وقت ما هم زیر گروه آقای ظریف شدیم در فیس بوک صفحه باز می کنیم. الان نمی شود این کار را کرد. " اما من تعجب می کنم که مریم پاکزاد فوق لیسانس IT دارد ولی خیلی از ابزار شبکه های اجتماعی برای موفقیت در کارش استفاده نمی کند.
لولمان چطور شهر شد؟
لولمان یکی از دهستان های بخش کوچصفهان شهرستان رشت بود که با تجمیع روستاهای رودبارکی، مبارک آباد، رشت آباد، چلک و کرباسده در سال ۸۸ با تصویب رئیس جمهور وقت تبدیل به شهر «لولمان» شد و ۱۰ هزار نفر جمعیت دارد. فاصله این شهر تا رشت ۱۵ کیلومتر است. اعضای شورای شهر ابتدا محمدرضا رمضانی را به عنوان شهردار انتخاب کردند و بعد فرشید شاکری سرپرست شهرداری شد.
اما در شهریور سال ۹۲ با رای ۵ نفر از اعضای شورا " مریم پاکزاد " به عنوان شهردار برگزیده شد. او اهل منطقه " لاکان " رشت است و قبلا یک سال و نیم کمک دهیار و سه سال دهیار همان منطقه بوده است و الان هم هر روز از لاکان به لولمان می آید. خودش می گوید: " زمانی که شهرداری لولمان را تحویل گرفتم ۵۳۰ میلیون بدهی داشت و ۱۵ میلیون تومان موجودی. طبق قانون شهرداری موظف است برای شهردار غیر ساکن آپارتمان تهیه کند اما انقدر بودجه شهرداری محدود و نیازهای مردم زیاد بود که دیدم خدا را خوش نمی آید از این بودجه برای خودم آپارتمان اجاره کنم و در همان خانه پدری ساکن هستم. "
مریم پاکزاد زمانی که دهیار بود ماهی ششصد و هشتاد و هفت هزار تومان حقوق می گرفت و الان که شهردار شده فیش حقوقیش هفتصد و نود و پنج هزار تومان در ماه را نشان می دهد.
می گوید: " واقعا انتظارش را نداشتم. فکر نمی کردم حقوق شهردار اینقدر کم باشد. "
این چند روستا که به هم پیوسته اند راه درازی تا " شهر " شدن دارند. مریم پاکزاد اولویتهایش را برای بهبود وضعیت منطقه بر می شمارد: مهمترین مسائل مردم لولمان نداشتن آب آشامیدنی سالم و نبود شبکه فاضلاب(اگو) در این شهر است. بیکاری هم مثل بقیه کشور در اینجا هم وجود دارد و البته ظرفیتهایی هم هست که من به عنوان شهردار باید بتوانم آنها را فعال کنم. مثلا طرحی دارم که یک مجموعه گردشگری ۶۰ هکتاری در این منطقه راه بیندازم. جاده اصلی گیلان از وسط لولمان می گذرد و اینجا می تواند در فصل توریسم، کلی گردشگر جذب کند اگر ما زیرساخت هایش را فراهم کنیم. " درباره تامین بودجه این طرح مثالی می زند: " زمانی که دهیار بودم طی ۹۰ روز به همه واحدهای در حال ساخت سر زدم و وادارشان کردم عوارض قانونی را بپردازند. نتیجه این شد که ۳۰ میلیون بدهی را تسویه کردم و به همین روش ۵۰۰ میلیون در طول سه سال درآمد داشتم. وقتی دهیار شدم بودجه لاکان ۶۰ میلیون بود که طی سه سال آن را به ۶۰۰ میلیون رساندم. مردم وقتی دیدند این پولها را می گیرم و خرج آسفالت روستا و برق کشی و.. می کنم خودشان ترغیب شدند برای پرداخت به موقع عوارض. اینجا هم باید همین کار را بکنیم و با کمک مردم بتوانیم لولمان را بسازیم. اینجا خیلی مشکل دارد، باور نمی کنی اگر بگویم روزی سی چهل تا مراجعه کننده دارم که درخواست پول گرفتن دارند. "
زمانی که دهیار بودم
جالب ترین خاطره خانم شهردار از زمانی که دهیار بوده هم به آب و خاکش گره می خورد: " یک جاده دوکیلومتری از خانه ما تا معبر اصلی لاکان وجود دارد که از زمان به دنیا آمدن من خاکی بود و طی سی سال گذشته همین طور خاکی مانده بود. وقتی دهیار شدم با استفاده از عوارض این جاده را آسفالت کردم و مردم لاکان خیلی خوشحال شدند. من با استفاده از روحیات مردم منطقه کارها را پیش می برم؛ مثلا در ماه رمضان مردم گفتند سختشان است با زبان روزه کار کنند. برای لوله گذاری و تعریض جاده برای آماده سازی اسفالت شدن پیشنهاد کردم از افطار تا سحر کار کنیم و خودم هم همپای مردم می آمدم و چراغ را نگه می داشتم تا روشنایی کافی باشد. وقتی مردم این رفتار مرا می دیدند اعتماد می کردند و با علاقه بیشتری کارها را ادامه می دادند. "
نوسازی شبکه برق، اجرای طرح کارآفرینی زنان، برپایی نماز ظهر عاشورا و دوره های پیشگیری از اعتیاد بخش دیگری از کارهای او در مقام دهیار بوده است.
مریم پاکزاد شناختی از جناح های سیاسی کشور ندارد و تنها روزنامه ای که می خواند همشهری است. وقتی از او می پرسم چرا جناح های سیاسی کشور را نمی شناسی و فکر نمی کنی برای کار کردن در ایران این شناخت الزامی است؟ می گوید: " من در دوران تحصیلم بیشتر به دنبال ابداع و اختراع بودم تا پست های سازمانی. شناخت جناح های سیاسی نیاز به اطلاع کافی از سران جناح ها دارد که اطلاعاتم در این زمینه بسیار کم است. "
مهمترین رویای زندگی او این است: " تبدیل به شخصیتی مثل بوعلی سینا شوم؛ دانشمندی که علمش و نامش ماندگار باشد. "
نخستین شهردار زن لولمان عقیده دارد که مردم از انتخاب او راضی هستند: " خیلی خوشحالند و وقتی با انها حرف می زنم می فهمم که چقدر خوشحال هستند. فکر می کنند یکی از خودشان شهردار شده که دردشان را حس می کند و حرفشان را می فهمد. همین الان هم اگر کسی بیاید اینجا من همینطور داخل اتاق شهردار نمی نشینم بلکه خودم دنبال کار مردم میدوم. به همین خاطر امیدوار شده اند که مسائلشان حل میشود. "
میروم سری به مردم بزنم تا این خوشحالی را ببینم و بشنوم. راننده ای که مرا از لولمان به لاهیجان می رساند می گوید: " این منطقه از نظر زیر ساختی خیلی مشکل دارد. من چند سال پیش به هوای اینکه خانه ارزان بود از کرج آمدم اینجا اما فهمیدم خیلی اشتباه کرده ام. اینجا هنوز ده است و بیخودی اسمش را گذاشته اند شهر. من فکر نمی کنم یک زن بتواند اینجا را اداره کند. می گویند این خانم قبلا دهیار بوده، دهیاری زمین تا آسمان با شهرداری فرق دارد. شهرداری یک مرد می خواهد که بتواند کنده کار را بکشد. "
مردی که در اتاقک کوچکی سر کوچه شهرداری فتوکپی می گیرد درباره شهردار جدید هیچ نشنیده است: " من نشنیدم خانم. ولی هر کی باشد برای ما فرقی نمی کند. ما یک روزی ای داریم که خدا می رساند و شکر. "
زنی با پالتوی تیره رنگ از کناره جاده می گذرد. می گوید شنیده است که یک خانم شهردار شده اما اسمش را نمی داند. معتقد است فرقی نمی کند شهردار زن باشد یا مرد فقط باید به درد مردم لولمان برسد و اهل دزدی نباشد.
پسر جوانی با پراید مسافرکشی می کند: " در این منطقه اصلا کار نیست. شهردار باید کار برای جوانها درست کند. همین جاده را ببینید، مهمترین مسئله ش دوربرگردان است. فصل تعطیلات که این جاده خیلی شلوغ می شود گاهی یک ربع باید صبر کنیم تا بتوانیم وارد جاده شویم، تازه دوربرگردان هم فاصله ش خیلی زیاد است و باید چند کیلومتر برویم تا به دوربرگردان برسیم. شهردار باید این چیزها را درست کند. "
ساعتی در خانه پدری
ساعت ۹ صبح جمعه قرار است مهمان خانه پدری مریم پاکزاد در لاکان باشم. از قبل می گوید جمعه ها را هم کار می کند و من فرصت کوتاهی برای آشنایی با خانواده و محل زندگیش دارم. از همان جاده ای که سی سال خاکی بوده و تازه آسفالت شده دو کیلومتری تا خانه پاکزادها راه است. حیاط و زمینهای کشاورزی با هم ادغام شده اند. خانه تازه ساز است و با آشپزخانه اوپن، کابینتهای جدید و مبلمان شهری فرقی با خانه ای در رشت ندارد. خواهرهایش از دیشب آمده اند خانه پدری و خواهر زاده هایش در قسمت پذیرایی خانه رختخواب یهن کرده و خوابیده اند. مرا به اتاقی که خالیست راهنمایی می کنند. مادرش صبحانه می آورد و با نان و پنیر سیامزگی از من پذیرایی می کند.
این خانواده شش دختر دارند که مریم، کوچکترین آنهاست. خودش می گوید: " پدر و مادرم هر سال به هوای پسر بچه دار می شدند. چهار تا خواهر داشتم که من و خواهر دوقلویم به دنیا آمدیم و تعداد دخترها شش تا شد. بعد از ما تا هفت سال بچه دار نشدند تا خدا برادرم را به آنها داد. " خواهر دوقلوی مریم در یک شرکت کار می کند و حقوقش فقط صدهزار تومن از شهردار کمتر است.
مریم پاکزاد می گوید: " برخی از اقوامم خیلی دوست داشتند عضو شورا بشوند. قبل از اینکه برادرم به دنیا بیاید به شوخی به پدرم می گفتند تو پسر نداری و پسرهای ما عضو شورا می شوند اما بچه های انها ادامه تحصیل هم ندادند. من همیشه به پدرم می گویم پسرهای آنها درسشان را هم تمام نکردند عوضش دختر تو شهردار شد. "
پدرش چای لاهیجان را سر می کشد، می خندد و می گوید: " نه ما از اولش هم خدا را شکر می کردیم که بچه هایمان سالم هستند و پسر و دختر بودنش فرقی نداشت ولی وقتی مریم دهیار شد اهالی روستا میامدند مرا بوس می دادند و می گفتند دختر تو اینجا را آسفالت کرد، دستش درد نکند. وقتی هم شهردار شد همه خیلی خوشحال شدند. "
مادرش پوشیده در لباس عزا ولی با همان مهربانی آشنای گیلک ها فقط تعارف می کند برای ناهار حتما بمانم. وقتی دعوتش را رد می کنم و درباره مریم می پرسم به این بسنده می کند که: " خیلی خوب است ما به او افتخار می کنیم. "
از مریم پاکزاد می پرسم آیا بعد از شهردارشدنش پیشنهادهایی برای ازدواج دریافت کرده است؟ می گوید: " نه. خیلی هم این قضییه برایم مهم نیست. شخصیتم طوری است که اگر از مردی خوشم بیاید و او را لایق بدانم شاید خودم به او پیشنهاد ازدواج بدهم. " اما کارش را بر زندگی خانوادگی ترجیح می دهد: " اگر برایم شرط بگذارد که یا باید کارت را انتخاب کنی یا ازدواج من مسلما کارم را انتخاب می کنم. " او قصد دارد در قدم بعدی نماینده مجلس شود.

شهرت لولمان از سپیدرود و برنج اعلا تا شهردار زن
برنج شمال سال هاست که دل و دیده از خیلی ها ربوده است. بازاریان کشور وقتی می خواهند تاکید کنند برنج برند شمال ایران، گیلان است می گویند کشت آستانه است و یا رشت. کمتر کسی تاکید می کند که این محصول از شالیزارهای حاصل خیز لولمان در نزدیکی آستانه اشرفیه برداشت شده است. بازار فروش برنج آستانه در لولمان است.
ساکنان گیلان اما می دانند که بخش زیادی از برنج بازار بزرگ آستانه حاصل رنج برنجکاران لولمانی است. برنجی که از یکشنبه بازار و چهارشنبه بازارهای پیر بست لولمان که حالا به نوعی مرکز شهر است به سمت بازارهای مجاور از جمله آستانه و ۲۳ کیلومتر آنطرف تر رشت سرازیر می شود. مردم این سامان به یاد می آورند که حدود ۷۰ سال قبل یعنی پیش از جنگ جهانی دوم که خبری از جاده آسفالته رشت به شرق گیلان(کوچصفهان، آستانه، لاهیجان، لنگرود و رودسر) نبود راه آبی لولمان بیشتر از جاده خاکی برای آمد و شد رونق داشت. راه آبی که بواسطه عبور رودخانه سپیدرود از وسط این منطقه ایجاد شده و این روز ها به جز آبیاری شالیزارهای حاصلخیز در ایام تعطیل هفته تعداد زیادی از مردم را برای ماهی گیری ساعت های متمادی در جوار خود میخکوب می کند.
لولمان حالا مشهور تر از چند ده سال گذشته است و نامش پرآوازه تر از ۴ سال پیش است که در تقسیمات کشوری «شهر» فرض شد.
این شهرت بواسطه انتخاب یک شهردار زن برای این شهر تازه تاسیس است. مریم پاکزاد؛ دختر جوانی که برخلاف عرف معمول در ایران تلاش می کند پله های مدیریتی را یک به یک بالا برود. او از تاسیس شرکت و فعالیت های کوچک اجتماعی آغاز کرد تا به عنوان دهیار دهستان لاکان رشت منصوب شد. وقتی جوهره مدیریتی اش را نشان داد و به عنوان دهیار نمونه استان معرفی شد یک سال بعد اعضای جدید شورای شهر لولمان او را برای اداره شهرداری این شهر مناسب یافتند. او کار خود را در ساختمانی آغاز کرده که مانند ساختمان شهرداری بسیاری از شهرهای ایران مجلل، زیبا و یا با معماری قدیمی نیست. چون این منطقه کاملا بافت روستایی دارد و خبر چندانی از مظاهر شهری مانند ساختمان های بلند مرتبه، میادین، بلوار و کوچه های آسفالته، شبکه مناسب آب و فاضلاب، پارک شهر، فضای ورزشی و… در آن نیست.
حالا خانم پاکزاد آمده است تا لولمان، روستایی که تا مهرماه ۸۸ از توابع بخش کوچصفهان شهرستان رشت بوده را قدمی به سوی توسعه نزدیک کند.
اگر شهرداران مناطق توسعه یافته، برای خود تقسیمات اینگونه دارند: شهرداری منطقه یک، دو، سه و الی آخر، اعضای شورای شهر و شهردار لولمان هر روز با این مناطق سروکار دارند: روستاهای رودبارکی، مبارک آباد، رشت آباد، چلک و کرباسده. همین مناطقی که با تصمیم هیات دولت از ۲۷ مهرماه ۸۸ باعثتجمیع و تبدیل لولمان به شهر شده است.
اسامی مورد اشاره به صورت طولی و عرضی مکانی را با نام کلی لولمان تشکیل داده اند. محلی که بواسطه وسعت این امکان را به اعضای شورا و شهردار می دهد که تاکید کنند لولمان با بیش از ۱۰ هزار نفر جمعیت پس از رشت و انزلی سومین شهر بزرگ استان گیلان از لحاظ وسعت محسوب می شود. رشت مرکز استان گیلان و انزلی در جوار رشت دو شهری هستند که بواسطه گنجاندن جمعیت زیاد در دل خود به صورت فشرده، از متراکم ترین مناطق ایران برای زندگی محسوب می شوند. فضای شهری رشت ۱۸۰ کیلومتر مربع است و مساحت انزلی حدود ۵۰ کیلومتر مربع.
اولی که جزء کلانشهرهای ایران محسوب می شود حدود ۸۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و دومی بیش از یکصد هزار نفر. البته که این جمعیت به جز چند ۱۰ هزار نفر مسافری است که بویژه در بهار و تابستان دو شهر مورد اشاره را قرق می کنند.
اما در این دو شهر برخلاف لولمان تازه تاسیس امکانات توسعه، تفریحی و ورزشی وجود دارد در حالی که لولمان حتی یک متر مربع فضای تفریحی - ورزشی هم موجود نیست و خانم شهردار به تازگی وعده ساخت باشگاه ورزشی شهرداری و ۷/۵ کیلومتر پیاده رو را داده است.
در همین حال مقامات دولتی که همواره شهروندان را با ارایه آمارهای خاص متعجب می کنند می گویند شهر لولمان با همین تفاسیر از بسیاری شهرهای استان پیشرو تر است. " عظمتی " فرماندار رشت که چند هفته پیش برای بازدید به لولمان سفر کرده بود در توضیح این ادعای خود گفت: " در گیلان بیش از ۵۰ شهرداری وجود دارد که لولمان در رتبه ۳۵ قرار دارد که با توجه به اینکه آخرین شهرداری تاسیس شده است و سابقه ای یک ساله دارد از شهرداری هایی که حدود ۱۰ تا ۱۵ سال سابقه فعالیت دارند رتبه بالاتری دارد. "
احتمالا پارامترهای فرماندار شهرستان رشت نه امکانات که جمعیت بالا و وسعت جغرافیایی است. امکاناتی که قرار است مریم پاکزاد شهردار جوان این شهر ایجاد کند. او طرح های بلند پروازانه ای مانند احداثیک مجموعه گردشگری ۶۰ هکتاری در جوار رودخانه زیبای سفیدرود با حضور سرمایه گذاران را در دست بررسی دارد. طرحی که قرار است در ۶ فاز اجرایی شود و تنها فاز یک آن به ۲۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد.
به جز این شهردار لولمان مشکلات ابتدایی مانند خیابان کشی، احداثزیرگذر و کنارگذر با توجه به بافت منطقه، پیاده رو سازی، چگونگی اجرای طرح هادی، مشکلات سند دار شدن املاک، مشکلات مختلف آبرسانی و دفع فاضلاب، تهیه ماشین حمل زباله را هم مقابل خود می بیند. مشکلاتی که در اکثر شهرهای کوچک و یا تازه تاسیس مشاهده می شود.