ملت ایران: وقتی از خیابان‌ها و معابر شهری عبور می‌کنید افرادی را می‌بینید که به شکل‌های مختلف مشغول به تکدی‌گری هستند.

یکی از آسیب اجتماعی کلان شهر تهران تکدی‌گری است برای رفع این مشکل دستگاه‌های مرتبط با یکدیگر همکاری نمی‌کنند و این مشکل سال‌هاست که به قوت خود باقی است.

تا زمانی که سازمان‌ها با هم همراه نشوند پدیده تکدی گری حذف نشده و همچنان شاهد حضور روز افزون این افراد در سطح شهر هستیم.

گدایان با مظلوم نمایی شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و ماهانه میلیون‌ها تومان از راه درآمد کسب می‌کنند.

برخی از متکدیان در تهران سرقفلی داشته و کسی نمی‌تواند وارد محدوده فعالیت آنها شود. عده ای از آنها به صورت تیمی با هم کار کرده و سردسته دارند.

زن کولی که بچه را به پشت بسته بر سر چهار راه ایستاده و اسفند دود می کنند و خودش می گوید که اگر روزی کمتر از ۵۰ هزار تومان درآمد داشته باشم برایم انجام این کار مقرون به صرفه نخواهد بود.

گدای خزنده به شما می‌فهماند که داشتن پای سالم خوب است و شما باید برای این یادآوری احساسات به خرج بدهید و پولی کف دست این فرد می‌گذارید.

گدای چسبنده گدایانی هستند که از لباس شما آویزان می‌شوند و تحت هیچ شرایطی شما را رها نمی کند و حتما باید کمکی کنید و اگر به او ۲۰۰ تومانی بدهید حتما قهر می‌کند و زیر ۵۰۰ تومان را پول نمی‌داند چرا که معتقد است گرانی است و باید خرج زندگی را تامین کرد.

برخی از گدایان نیز کنجی از شهر را سرقفلی کرده و در آرامش در آمدهای هنگفت کسب می کنند بدون اینکه ریالی مالیات و یا هزینه‌های جانبی پرداخت کنند و اگر کسی وارد حریم آنها شود به شدت برخورد کرده و آن قسمت را مال خود می‌دانند.

برخی از گدایان نیز معتادانی هستند که حتی نمی‌توانند راه بروند و با گفتن حاجت روا شوید و از این حرف‌ها پولی از شما می‌گیرند و بعد آن پول را خرج خرید مواد مخدر خود می‌کنند.

برخی از گدایان هم به شکل مسافران در راه مانده هستند که از شما در برخی موارد بلیت هواپیما می خواهند تا به شهر و دیار خود باز گردند. وقتی به این افراد می‌گوید اشکالی ندارد، خودم برایتان بلیت تهیه می‌کنم، ضجه می‌زند و خواستار این هستند که پول را بدهیم و بی خیال سفر آنها به شهر مورد نظرشان شویم.

در اتوبوس و مترو نیز گدایان خواننده وجود دارند که با داشتن دایره و تنبک و خواندن با صدای ناهنجار پولی از مردم کسب می کنند.

برخی افراد متکدی دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم هستند ولی به دلیل نداشتن کار در چهار راه‌ها شیشه ماشین پاک می‌کنند و مردم هم به آنها پول می‌دهند.

برخی از افراد وارد محافل عمومی مانند اتوبوس و مترو شده و با صدای رسا اعلام می‌کنند که پول ندارند، بچه شان مریض است و به آنها باید پولی کمک کرد و بعد به شکل بسیار متمدن پول ها را از مردم جمع آوری می‌کنند به این دسته از افراد که روزانه بیش از ۱۰۰ هزار تومان درآمد دارند گدای سخنران می‌گویند.

من گدا نیستم، پولم در خانه جا مانده، خرید کردم و ۵۰ هزار تومان کمک کنید به این دسته از افراد گدای با کلاس می‌گویند.

زنم مریض است این هم نسخه‌اش ببین راست می‌گویم؛ تو رو خدا عاقبت به خیر شوید یک کمکی کنید تا داروهایش رو بخرم اگر الان داروهاش رو نخورد می‌میرد به این افراد گدای با نسخه می‌گویند.

جلوی مغازه خواربار فروشی ایستاده و می‌گوید یک پولی بدهید شارژ بخرم تا باخانواده ام تماس بگیرم برایم پول بفرستند این افراد هم گدای شارژ ۲۰۰۰ تومانی هستند.

ساعت را کف دست گرفته و می‌گوید همین را دارم تو رو خدا به خرید، پول ندارم برای زن و بچه ام نان بخرم.

روی روزنامه نشسته و کفش‌‌های کهنه‌اش را جلویش قرار داده و می‌گوید، فقیرم، ندارم، بدبختم این کفش‌ها را بخرید و پولی به من بدهید تا به مقصد برسم.

عده‌ای از متکدیان به صورت خانوادگی کار می‌کنند و روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در آمد دارند البته هر چقدر تعداد فرزندان بالاتر باشد میزان درآمد هم بالاتر می‌رود.

روی یک مقوا نوشته، ندارم، بی‌پولم، زنم مریض است، در زلزله خانه‌ام خراب شده است، این دسته از متکدیان دیگر حرف نمی زنند و مردم با خواندن این نامه به آنها کمک می‌کنند به این دسته از متکدیان گدایان نامه نویس می‌گویند.

گدایان محصل افرادی هستند که حتی در تابستان که مدارس تعطیل است کتابی جلوی خود گذاشتند و مشق‌های مدرسه را می‌نویسند و با این کار احساسات مردم را تحریک می‌کنند.

با دادن دبه به دست راننده که در حال بنزین زدن است تقاضای یک لیتر بنزین مجانی می‌کند و بعد از جمع کردن بنزین ها آن را می فروشد این هم شگرد جدید گدایان بنزینی است البته عده‌ای نیز با تحریک احساسات که بچه ام مریض است و باید آن را به بیمارستان برسانم تقاضای بنزین مجانی می‌کنند.

گرسنه‌ام؛ هوا سرد است به من غذای گرم بدهید اگر گوشت و ماهی باشد بهتر است این دسته از افراد هم گدای غذای پروتینی هستند.

بختت را گره زدند، در کارهایت مشکل ایجاد کرده‌اند برایت دعا می‌نویسم تا مشکلت برطرف شود جالب است این حرف ها را گدای که معتاد است و کنار خیابان نشسته می‌گوید و بعد تقاضای پول می‌کند.

بسیار محترمانه جلو آمده و می‌گوید من گدا نیستم ولی پول ندارم به من کمک کنید این افراد گدایانی هستند که معتقدند گدا نیستند.

برخی از گدایان نیز از شهرستان به تهران آمده و عصر بعد از اینکه کارشان به پایان رسید با هوایپما به شهرشان بر می‌گردند به این دسته از متکدیان گدای پروازی می‌گویند.

بر اساس این گزارش، رضا جاگیری معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت اجتماعی با تأکید بر این موضوع که متکدیان را از سطح شهر جمع‌آوری می‌کنیم، گفت: بهزیستی باید این افراد را ساماندهی کند.

وی با تأکید بر این موضوع که کمیته‌ مشترکی بین شهرداری، بهزیستی، پلیس و کمیته امداد تشکیل شده است، گفت: هماهنگی‌هایی صورت گرفته و افراد جمع‌آوری شده را به مراجع ذی‌صلاح اعزام کرده‌ایم.

به گفته جاگیری، تعداد از دستفروشان را تحویل بهزیستی داده و همچنین هماهنگی‌هایی صورت گرفته و تعدادی از اتباع خارجی متکدی را رد مرز کرده‌ایم و افراد متکدی شهرستانی را به شهر‌هایشان برگردانده‌ایم.

معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت اجتماعی تأکید کرد: هماهنگی خوبی در این زمینه صورت گرفته است.

موضوع تکدی‌گری در تهران سال‌هاست وجود دارد و شهرداری فقط وظیفه جمع آوری دارد و بهزیستی باید این افراد را ساماندهی کند که تاکنون این امر به درستی انجام نشده و همچنان این معضل در شهر وجود دارد.

فارس