ملت ایران: یک نفر لنگان لنگان به سمت شما می آید. یک چشمش را با پارچه ای پوشانده و یک دستش هم به گردنش آویزان است. کمک می خواهد. مثل همیشه دلتان به حالش می سوزد و به او پول می دهید. در همین لحظه یک نفر فریاد می زند مامورها آمدند فرار کنید و در این موقع است که گدای زمینگیر با سرعتی باور نکردنی در برابر چشم شما شروع به دویدن می کند و همانطور که می دود، پارچه ای که دور سرش بسته را باز می کند و دست هایش را آزاد می کند تا مبادا شناسایی شود.

افراد زیادی در سراسر جهان وانمود به ناتوان بودن می کنند تا با تحت تاثیر قرار دادن احساسات انسان ها از آنها سوء استفاده کنند اما بالاخره شگرد آنها در مقابل دوربین ها لو رفته است.

گداهای تانزانیایی

شهر دارالسلام بزرگترین شهر تانزانیا یکی دیگر از شهرهای دنیاست که گداهای زیادی در آنجا دیده می شود. با قدم زدن در گوشه و کنار این شهر گداهایی را می بینید که با عصا و لنگان لنگان به سراغ توریست ها می روند و از آنها طلب کمک می کنند. بعضی از این گداها واقعا دچار نقص عضو هستند اما عده ای دیگر وانمود می کنند که نمی توانند به راحتی راه بروند و یا با یک چشم می بینند، یکی از این گداها» موسی اموسویا» است. سال ۲۰۱۰ امسویا پس از سال ها تکدی گری بالاخره در دام قانون گرفتار شد.

امسویا همیشه در تقاطع خیابان موروگورو و خیابان ملل متحد در دارالسلام می نشست. افرادی که هر روز از این مسیر عبور می کردند امسویا را که همیشه کلاه آفتابگیر و عصایی از چوب به دست داشت را می شناختند. او پس از دستگیری اعتراف کرد که مدت هاست وانمود می کند دچار نقص عضو است و نمی تواند به خوبی راه برود تا با این کار پول بیشتری از مردم گدایی کند.

گداها؛ شکار دوربین

مطمئنا برای شما هم پیش آمده که در خیابان ناگهان گدایی به سمت شما بیاید و با سماجت از شما طلب پول کند. این اتفاقی است که هر روز ممکن است برای هزاران نفر از مردم جهان بیفتد. چین یکی از کشورهایی است که گداهایش از شغلی که دارند راضی هستند. شغل گدایی در پکن یک شغل پر زرق و برق و لوکس به شمار می رود به طوری که گدایان این شهر به هیچ عنوان حاضر نیستندن کمک های نقدی از مسوولان این شهر دریافت کنند تا از گدایی دست بردارند.

البته فقط گدایان پکن نیستند که چنین شرایطی دارند. طبق آمارها تقریبا ۹۰ درصد از گدایان شهر دانگ چنگ نیز از قبول کمک های مراکز رسمی سر باز می زنند زیرا به ادعای آنها گدایی کردن بیشتر از کمک های دولتی برای آنها درآمد دارد زیرا به گفته گداهای چینی با کمک های نقدی دولت فقط می توان غذا و بلیت قطار خرید در صورتی که با گدایی در یک روز، گداها می توانند حدود هزار یوآن جمع کنند. برای اثبات اینکه گداهای چینی روزانه درآمد زیادی دارند و مردم این کشور نباید به آنها کمک کنند سایت های خبری گوناگون عکاس های خود را به ماموریت فرستادند.

ماموریت عکاس ها عکس گرفتن از یک روز گدایان در سطح شهر بود. در بهترین عکس منتشر شده زن و شوهری گدا به چشم می خورند. مرد گدا به شدت زخمی و نالان است و روی زمین افتاده و همسرش از او مراقبت می کند. افراد زیادی با دیدن این صحنه دلشانبه حال زن و شوهر بدبخت می سوزد و به آنها پول می دهند اما ساعاتی بعد این زوج تصمیم می گیرند محل خود را تغییر دهند و در کمال ناباوری مردی که تا دقایقی پیش رو به موت بود از جایش بلند می شود، باندی که به دور صورتش پیچیده بود را بالا می زند و با همسرش خوشحال و بدون کوچکترین ناراحتی، شروع به راه رفتن می کند تا به محل مورد نظر می رسند.

در محل جدید هم عده زیادی دلشان به حال زن و شوهر گدا می سوزد و به آنها پول می دهند. وقت ناهار که می شود زن و مرد متکدی احساس گرسنگی می کنند. آنها به یک رستوران می روند و پس از خوردن غذا دوباره سر کار برمی گردند. مرد مثل همیشه خود را به موش مردگی می زند و زن نیز با گریه و زاری از مردم طلب کمک می کند. این کار هر روز زوج متکدی چینی است و با فریب مردم پول زیادی از این کار نصیبشان می شود.

گدایان دروغگو

مدتی بود که زنگ خانه های خیابان سنت جاکوب در روزنتال اتریش به صدا درمی آمد. دو جوان ۲۰ و ۲۲ ساله که پشت در ایستاده بودند از صاحبخانه کمک می خواستند. آنها با نشان دادن مدارکی ادعا می کردند که سرپرستی کودک چهارساله سرطانی را برعهده دارند و برای مداوای او محتاج پول هستند.

از آنجا که این دو جوان، مدارکی پزشکی نشان می دادند، بیشتر خانواده ها حرف آنها را باور می کردند و در نتیجه آنها دست خالی از خانه ها برنمی گشتند. مدتی گذشت تا اینکه دو مردی که در طلب کمک بودندتوسط پلیس اتریش دستگیر شدند.

با تحقیقاتی که پلیس انجام داد معلوم شد که آنها اهل رومانی هستند و از اعضای باند حرفه ای متکدیانی بودند که در شهرهای مختلف اتریش گدایی می کردند. پلیس در ادامه تحقیقات خود متوجه شد که دو مرد متکدی با نشان دادن مدارک جعلی، مردم را فریب می دادند و از آنها کمک های نقدی می گرفتند.

دو مرد رومانیایی در بازجویی ها اعتراف کردند که برای فریب هر چه بیشتر مردم به دروغ به آنها می گفتند که سرپرستی چند کودک بیمار را برعهده دارند و چون دچار بحران مالی شده اند مجبور به گدایی هستند. این دو گدا پس از دستگیری به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. هر چند پلیس کاملا نمی دانست که دو مرد کلاهبردار چقدر پول از مردم جمع کرده اند اما ۲۵ نفر از افرادی که به آنها کمک کرده بودند شناسایی شدند تا پول های گرفته شده توسط گدایان به صاحبانشان برگردانده شود.

گدایی که نمی لنگید

ماه فوریه سال ۲۰۱۲ تعقیب یک زن گدا دست او را رو کرد. روزهای زیادی بود که زنی در یکی از خیابان های لندن که مغازه های گرانقیمتی در آنجا قرار داشت گدایی می کرد.

زن گدا هر روز با دو عصایی که زیر بغل هایش بود، لنگان لنگان خود را به گوشه خیابانی می رساند و در آنجا می ماند تا از مردم طلب کمک کند. او لیوانی در دست می گرفت و منتظر می ماند تا بلکه عابری داخل لیوانش پول بیندازد.

«لیزا گریرو» خبرنگار سایت خبری «اینساید ادیشن» برای تهیه گزارشی از گدایان سطح شهر لندن مشغول تحقیق بود که با این زن برخورد کرد.

او با دیدن زن از دور وی را زیر نظر گرفت. به محض اینکه یک نفر پول در لیوان زن می انداخت وی پول را در جیبش پنهان می کرد تا مبادا نفر بعدی لیوان پر را ببیند و از کمک کردن منصرف شود.

رفتار زن گدا گریرو را مشکوک کرد برای همین او و گروه فیلمبرداری که همراهش بودند تصمیم گرفتند زن را تعقیب کنند. اگر زن سکه های لیوان را خالی نمی کرد، هر یک ساعت یک بار تقریبا لیوان زن پر از سکه می شد، چند ساعتی گذشت و وقت رفتن زن شد. او در یک روز تقریبا ۵۰۰ دلار گدایی کرده بود. وی همانطور که با کمک عصا، لنگان لنگان راه می رفت، سوار اتوبوس شد و گریرو هم به دنبال وی سوار اتوبوس شد. اتوبوس وقتی در یکی از ایستگاه ها متوقف شد زن گدایی که تا چند ساعت پیش به زحمت می توانست راه برود بدون اینکه عصایش را زیر بغلش بگذارد به راحتی و بی هیچ زحمتی از اتوبوس پیاده شد و دوان دوان به سمت مینی ونی رفت که در حال حرکت بود. دیگر نه خبری از عصا بود و نه زن گدا. او حتی لباس خود را هم عوض کرده بود.

دوربین های مخفی همچنان در حال فیلمبرداری از زن بودند. او پس از رسیدن به مقصد، ملاقات هایی با دوستانش داشت و حتی از چند مغازه خرید هم کرد اما او چگونه می توانست چنین کاری بکند و به این سرعت تغییر چهره دهد؟ پس از برملا شدن راز زن متکدی، حالا نوبت آن بود که گروه بفهمد وقتی وی برای گدایی به خیابان همیشگی می رود چگونه خود را برای تکدی گری آماده می کند.

صبح که شد همچنان گروه فیلمبرداری منتظر زن بودند، او سوار مینی ون که شد به سمت صندلی عقب رفت و نشست. نزدیک ایستگاه اتوبوس همیشگی که رسید لباس هایش را عوض کرد و لباس مندرسی به تن کرد و لنگان لنگان به سمت جای همیشگی اش رفت. زن گدا مثل همیشه در حالی که عصایش را زیر بغلش زده و کمرش را خم کرده بود منتظر ایستاد.

در این لحظه یکی از اعضای گروه به سمت زن رفلت و سکه ای در لیوانش انداخت. وقتی مرد از زن پرسید که چه بلایی سر کمر او آمده، وی گفت که در یک سانحه تصادف کمرش شکسته است.

با گفتن این جمله، گریر و به زن نزدیک شد و به او گفت: «چند روز است که شما را زیر نظر داریم. شما برای راه رفتن به عصا احتیاجی ندارید. امروز صبح شما را دیدیم که بدون هیچ مشکلی راه می روید.»

جالب اینجاست که زن گدا مثل یک بازیگر حرفه ای به هیچ عنوان نقطه ضعفی از خود نشان نداد و همچنان نقش یک گدای عاجز را بازی کرد. او به راه افتاد تا از گروهی که راز او را فهمیده بودند دور شود.

گریرو همانطور که همراه زن حرکت می کرد از او پرسید: «با سوء استفاده از احساسات مردم روزی چقدر پول به دست می آوری؟ چرا مثل امروز صبح عادی راه نمی روی؟» گریرو هر چه منتظر ماند هیچ جوابی از زن نشنید. گروه گزارش هر چه تلاش کرد نتوانست زن را به حرف وادار کند و در حالی که از او دور می شدند، زن گدا انگار که نه چیزی می شنود و نه چیزی می بیند همچنان تلاش می کرد تا مردم را فریب دهد.

دو گدای دزد

آگوست سال ۲۰۱۱ پلیس عمان دو زن متکدی را به جرم سرقت جواهراتی به ارزش ۱۲ هزار ریال از خانه ای دستگیر کرد.

ساعت ۱۰ شب یکی از روزهای ماه آگوست دو زن گدا که یکی از آنها کودکی را در بغل داشت زنگ خانه ای در عمان را به صدا درآوردند. آنها به خدمتکار خانه گفتند که گرسنه هستند و غذا نخورده اند.

خدمتکار خانه دلش به حال دو زن سوخت و آنها را به داخل خانه راه داد تا به دو زن گرسنه غذا بدهد. وقتی دو زن مشغول غذا خوردن بودند، یکی از آنها کودکی که در آغوش داشت را به خدمتکار خانه داد و گفت که می خواهد به دستشویی برود. دستشویی زیر پله در حال تعمیر بود، از این رو خدمتکار به زن گفت به طبقه اول برود و از دستشویی آنجا استفاده کند اما زن گدا به جای اینکه به دستشویی برود مستقیم به اتاق خواب صاحبخانه که بیرون از خانه بود رفت و جعبه جواهراتی که در اتاق بود را خالی کرد.

وقتی زن برگشت با عجله به دوستش گفت که باید بروند و آنها سراسیمه خانه را ترک کردند، در ابتدا خدمتکار به چیزی مشکوک نشد تا اینکه دو ساعت بعد صاحبخانه برگشت و آن موقع بود که صدای فریاد زن صاحبخانه همه جا پیچید.

همه جواهرات صاحبخانه به سرقت رفته بود، سارقان، دو زن متکدی بودند که با طراحی نقشه ای وارد خانه شده بودند. پلیس عمان پس از تحقیقات زیاد، بالاخره موفق شد دو زن گدا را دستگیر کند و با دستگیری آنها یکی از باندهای گدایان سارق متلاشی شد.

امروزه گداهای مدرن روش های جدیدی را برای درآمدزایی ابداع کرده اند

گداها از همه رنگ

وقتی صحبت از گدا می شود اولین تصویری که از این افراد در ذهن همه نقش می بندند فردی ناتوان و رنجور است که در طلب کمک گوشه خیابان افتاده یا دنبال یک نفر راه می افتد و مدام از او طلب پول می کند. این یک راه قدیمی برای گدایی کردن است اما امروزه گداهای مدرن روش های جدید را برای درآمدزایی ابداع کرده اند. به نظر می رسد که روش های قدیمی تکدی گری در اسپانیا دیگر رونق ندارد، برای همین گدایان این کشور دست به ابتکار جدیدیزده اند که به هیچ یک از اصول قدیمی تکدی گری پایبند نیست.

سبک گدایی در کشورهای مختلف متفاوت است

این روش بیشتر با دنیای مدرن امروزی سازگار است. اگر در خیابان های اصلی، میدان ها و معابر عمومی اسپانیا قدم بزنید افرادی را می بینید که شکل ظاهری آنها اصلا عادی به نظر نمی رسد. زن و شوهری کاملا خود را به رنگ طلایی درآورده اند و در گوشه ای ایستاده اند. مرد دیگری در حالی که لباس عجیب و غریبی به تن دارد روی جعبه ای ایستاده و ساعت ها یک پایش را بالا گرفته و بی حرکت ایستاده است. چنین روشی در اسپانیا به گدایی هنرمندانه مشهور است. در این روش، افراد خود را به شکل های گوناگون در می آورند. اگرچه این روش، به ظاهر، ساده به نظر می رسد اما از آنجا که استفاده از این روش در اسپانیا رایج است گداهای این کشور می بایست خود را به هنرمندانه ترین شکل ممکن در بیاورند تا چشمگیرتر از رقیبان خود باشند، زیرا فقط در اینصورت است که عابر پیاده توجهش به آنها جلب می شود و حاضر است سکه ای در کاسه یا جعبه ای که متکدی در کنارش گذاشته بیندازد.

مهربانی متر

مطمئنا تا به حال نام «مهربانی متر» به گوشتان نخورده است. مهربانی متر نام وسیله ای شبیه «پارکومتر» است که در خیابان های شهر اوتاوای کانادا و برخی دیگر از شهرهای آمریکا کار گذاشته شده اند. به عقیده مسوولان این شهرها به جای اینکه مردم شهر پول های خود را به متکدیان بدهند بهتر است آن را در این مهربانی مترها بیندازند. مسوولیت مهربانی مترها برعهده آژانس های سرویس اجتماعی است که با جمع آوری پول ها به مردم فقیر کمک می شود.

اگرچه استفاده از این دستگاه ها به نظر بسیاری روش خوبی برای کمک به شمار می رود اما در مقابل، متکدیان نسبت به این روش اعتراض دارند. آنها معتقدند که با استفاده از مهربانی متر به گداها توهین شده است زیرا این کار نشان می دهد که مردم نمی توانند به آنها اعتماد داشته باشند. همچنین بسیاری بر این عقیده اند که استفاده از مهربانی متر آمار جرم را بالا می برد زیرا در بسیاری از موارد چون به گداهای شهر پول کمتری پرداخت می شود از این رو متکدیان سعی می کنند تا با دزدی مخارج روزانه خود را تامین کنند.

نوشتن پیام خنده دار

یکی دیگر از روش های تکدی گری ارسال پیام های گوناگون برای عابران پیاده است. البته در این روش که در ژاپن زیاد دیده می شود، ارسال پیام از طریق تلفن های همراه صورت نمی گیرد بلکه متکدیان سعی می کنند جمله های جالب و خواندنی را روی تکه های مقوا بنویسند تا توجه عابران به آنها جلب شود. جمله هایی که آنها استفاده می کنند معمولا خنده دار هستند مثلا اینکه «پدرم را نینجاها کشته اند. برای کاراته یاد گرفتن به پول نیاز دارم»، «من مسافر زمان هستم» و دیگر جمله های خنده دار که هر کدام بهتر باشد پول بیشتری نصیب متکدی می کند.

همشهری سرنخ