در این یک چند روز اخیر هجوم بخش کوچکی از کاربران ایرانی به صفحات مختلف و به کار بردن ادبیاتی سخیف فرصتی برای انتقاد افراد مختلف از شیوه ی ادب ورزی و سلوک ایرانیان فراهم کرد.

انتقادهایی صورت گرفت و خیلی ها هم عذرخواهی کرده و از این گروه هموطنانشون برائت جستند. اما این نوع رفتار هموطنانمون تنها قله کوه یخی هست از آب بیرون اومده و توده به مراتب بزرگتر پنهان! با کمی تامل در محتوای فارسی تولید شده توسط ایرانیان اولین چیزی که توجه رو جلب میکنه حجم وسیع صفحات طنز و هجو و هزل هست که به طور گسترده به بی پروا نویسی روی آوردند.

صفحاتی نه با چند صد و چند هزار طالب بلکه با مخاطبان بیش از صدهزار نفری. سخت هست که ساعتی رو در فیسبوک بگذرونی و با این گونه محتوا برخورد نداشته باشی. حتا بسیاری از افرادی که به اشکال مختلف کاربران توهین کننده رو نواختند در لیست علاقه مندی هاشون چند تا از اینگونه صفحات رو قرار دادند. صفحاتی که به هیچ هنجار از پیش به رسمیت شناخته شده ای پایبند نیستند و هدفی جز خندوندن به هر بهایی و پاداش گرفتن(لایک) با هر هزینه ای ندارند.

مفاهیم اصیلی مثل آزادگی و تعلق ناپذیری به تفسیری در حد شکستن قواعد کلامی محافل رسمی و خط شکنی حریم ها فروکاسته شده و ولنگار نویسی تبدیل شده به ژست روشنفکری و نبوغِ نبضِ مخاطب شناسی! و الحق که رقابت ناعادلانه ایست بین این بی پرهیز نویسی و ملتزم نویسی به حریم اخلاق.

در شرایطی که پرده دریِ کلامی به تایید ضمنی بخش گسترده ای از کاربران میرسه سرزنش کردن گروهی که توهین هاشون چیزی جز تکرار شوخی های امحتان پس داده ی عده ی دیگری نیست و اساسن کاری بیشتر از بازنشر خوراک فکری حاضر و آماده ازشون بر نمیاد چه سودی میتونه داشته باشه؟
پی نوشت۱: روشن است که بین بی پروا نویسی و توهین چند گام فاصله است که باید بپذیریم که اگر به اولی تن دادیم دیر یا زود عده ای این چند گام را برای رسیدن به دومی خواهند برداشت.

پی نوشت ۲: دیگرانی پیدا خواهند شد که بگن اینها چگونه تمدن چند هزار ساله ای دارند که به سادگی در حضور اغیار از هم تمدنی هاشون اعلام برائت می کنند!