ملت ایران: یک کوهنورد امریکایی مقیم کوالالامپور که هنگام صعود به قله برودپیک با تیم ایرانی همسفر شده بود، شخصیت سه کوهنورد مفقود شده ایرانی را شگفت آور عنوان کرد. به گزارش مهر، اسکات پاوری مهندس و کوهنورد امریکایی که در صعود به قله برودپیک با تیم ایرانی همراه شده بود در صفحه شخصی خود خاطرات آشنا شدن با آنها و همراهی با تیم ایرانی را به اشتراک گذاشته است. این کوهنورد مقیم مالزی از این سه کوهنورد ایرانی به نیکی یاد کرده و شخصیت آنها را والا دانست. متن نوشته اسکت پاوری به همراه عکس های منتخب وی به شرح زیر است:

روز شانزدهم ژوئیه سه نفر از اعضای یک تیم ایرانی با گشودن راه جدید، مسیری جدیدی را به سوی قله برودپیک آغاز کردند که دستاورد شگرفی بود. این عمل عجیب که توسط کوهنوردان بسیار زبده ای صورت گرفت نتیجه تلاشی است که از سال ۲۰۰۹ شروع کرده بودند. اما این شادمانی زمان زیادی به طول نکشید. کوهنوردان موفق به پایین آمدن از این قله ۷۸۰۰ متری بر اساس برنامه ای که از قبل داشتند، نشدند. گروه های امداد از کمپ های پایینی برای کمک به آنها فرستاده شدند ولی به موفقیتی دست نیافتند.

من در اسکاردو بودم که خبر را شنیدم. با قلبی اندوهناک سه دوست خوب را جا گذاشته ام. در این سفر انتظار نداشتم که دوستان جدیدی را ملاقات کنم. تنها فکر می کردم که کسانی خواهند بود که طناب خود را به اشتراک بگذاریم. اما دوستی در جای عجیب و شرایط عجیب تری بین ما ایجاد شد. تیم ایرانی تشکیل یافته از افرادی بود که بالاترین قابلیت را داشتند و از بودن با آنها لذت بردم. چند هفته در کاراکروم در سایه چیزهای عظیم به سر برده ام. هم کوهها و هم آن افراد.

عکس یادگاری گروه ایرانی پیش از حمله به قله برودپیک

تیم کوهنوردی ایرانی را برای اولین بار در اسلام آباد در روز دهم ژوئن ملاقات کردم. قرار شده بود که مجوز کوهنوردی و همچنین کمپ اولیه را با آنها به صورت مشترک داشته باشیم. با هم نشستیم و درباره چگونه رفتن به اسکاردو صحبت کردیم. یکی از اعضای گروه ما نیازمند به تمدید ویزای خود بود و دیگری وسایلش نرسیده بود. انتظار داشتم تیم ایرانی نخواهد معطل ما بماند و ترجیح بدهد هر چه سریعتر به کوه برود. ولی متوجه شدم تیم آنها متشکل از مردان خوش قبلی بود که بسیار دوست داشتنی و دلسوز دیگران بودند.

از آنها پرسیدم که آیا می توانند چند روز منتظر بمانند و آیدین بلافاصله گفت اشکالی ندارد. می توانیم صبرکنیم و هر کاری که لازم است را انجام دهیم. این سفر موانع و دشواریهای زیادی داشت. مشکل بر سر مجوز کوهنوردی داشتیم و علاوه بر این به جای این که با هواپیما به اسکاردو برویم مجبور شدیم با خودرو این مسیر را طی کنیم. اما با روحیه تیمی و نه افراد مجزا توانستیم بر تمامی مشکلات فائق آییم و این برای افرادی که تنها مدت کوتاهی با هم بوده اند، تعجب آور بود.

زندگی در کمپ اولیه با این افراد فوق العاده بود. از آنها یاد گرفتم چگونه " این غذا را به من بده " و متشکرم را به فارسی بگویم. من نیز تمام اصطلاحاتی که می توانستم را با لهجه کالیفرنیایی خود به آنها آموختم. آنها خوراکی های زیادی با خود از ایران آورده بودند. پنیر، گوشت، خشکبار، ماست، میوه های خشک شده… غذاهای آنها برای مقاومت در تمام مراحل صعود بود. نیازی نبود غذاها را با من تقسیم کنند ولی آنها بسیار بخشنده بودند و می خواستند از من پذیرایی کنند و غذاهای محلی آنها را امتحان کنم. آنها هر چه داشتند را به من تعارف می کردند.

پرچم نصب شده توسط کوهنوردان ایرانی بر بالای قله برودپیک

آنها همین اخلاق خود را در کوهستان هم داشتند. یکی از کوهنوردان ما به نام برایان، در نزدیکی کمپ یک دچار سانحه شد. او به زمین افتاده بود و پایش از شش ناحیه شکسته بود. مجتبی در حال پایین آمدن از کمپ سه و بسیار خسته به نظر می رسید اما با وجود ضعفی که داشت به برایان کمک کرد تا به پایین بیاید. او حتی از ابزار خود برای کمک به برایان استفاده کرد.

در این دنیا من شانس این را داشتم که در جاهای مختلفی زندگی کنم و افراد متفاوتی را ملاقات کنم. برخی خوب، برخی بد و در موارد نادری کسانی هستند که حس قوی خوبی در شما ایجاد می کنند. تقریبا مانند نور سفیدی از خوشحالی. این افراد بسیار نادر هستند و کسانی هستند که این دنیا را برای تمام ما تبدیل به جای بهتری برای زندگی می کنند. آنقدر تعداد کمی از این افراد ویژه در زمین هستند که حتی اگر تعداد معدودی از آنها را از دست بدهیم تاثیر منفی فاجعه باری روی بقیه می گذارد. آیدین، پویا و مجتبی از افراد کم و نادر هستند. دنیا جای خالی این جوانان را احساس خواهد کرد، من نیز همینطور.

احساس همدردی با خانواده آنها و دوستان شان می کنم. کل تیم ایران نمایشی از مهارت و شخصیت بود که بازتاب زیادی از کشوری بود که از آنجا آمده بودند.